dit

[ایالات متحده]/dɪt/
[بریتانیا]/dɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (کد مورس) نقطه؛ چشم کوچک شن؛ سوراخ کوچک چشم شن؛ سیگنال کوتاه کد مورس، (تلcommunications) نقطه
abbr. موسسه فناوری دیترویت
Word Forms
جمعdits

جملات نمونه

he decided to ditch his old car for a new one.

او تصمیم گرفت ماشین قدیمی‌اش را برای یک ماشین جدید عوض کند.

she felt it was time to ditch the bad habits.

او احساس کرد که وقت آن رسیده که عادت‌های بد را کنار بگذارد.

they plan to ditch the meeting if it runs too long.

آنها قصد دارند اگر جلسه بیش از حد طولانی شد، آن را کنار بگذارند.

he tried to ditch his responsibilities but failed.

او سعی کرد مسئولیت‌های خود را کنار بگذارد اما موفق نشد.

we should ditch the old plan and come up with a new one.

ما باید طرح قدیمی را کنار بگذاریم و یک طرح جدید ارائه دهیم.

don't ditch your friends when they need you.

وقتی به شما نیاز دارند، دوستان خود را کنار نگذارید.

she decided to ditch the unhealthy food from her diet.

او تصمیم گرفت غذاهای ناسالم را از رژیم غذایی خود حذف کند.

he managed to ditch the stress with some meditation.

او توانست با کمی مدیتیشن استرس را کنار بگذارد.

they want to ditch the old software for something better.

آنها می‌خواهند نرم‌افزار قدیمی را برای چیزی بهتر کنار بگذارند.

it's time to ditch the excuses and take action.

وقت آن رسیده که بهانه‌ها را کنار بگذارید و اقدام کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید