divergencies

[ایالات متحده]/dɪˈvɜːdʒənsi/
[بریتانیا]/dɪˈvɜrdʒənsi/

ترجمه

n. وضعیت انحراف؛ تفاوت یا جدایی

عبارات و ترکیب‌ها

divergency point

نقطه واگرایی

divergency analysis

تجزیه و تحلیل واگرایی

divergency measure

معیار واگرایی

divergency factor

ضریب واگرایی

divergency issue

مشکل واگرایی

divergency trend

روند واگرایی

divergency theory

نظریه واگرایی

divergency model

مدل واگرایی

divergency risk

ریسک واگرایی

divergency response

پاسخ واگرایی

جملات نمونه

there is a significant divergency in their opinions.

در تفاوت قابل توجهی در نظرات آنها وجود دارد.

the divergency between the two reports raised concerns.

ناهمگونی بین دو گزارش نگرانی ایجاد کرد.

we need to address the divergency in our strategies.

ما باید به تفاوت در استراتژی های خود رسیدگی کنیم.

the divergency of views can lead to conflict.

ناهمگونی دیدگاه ها می تواند منجر به درگیری شود.

there was a noticeable divergency in the data collected.

ناهمگونی قابل توجهی در داده های جمع آوری شده وجود داشت.

the divergency in their research findings surprised everyone.

ناهمگونی در یافته های تحقیقاتی آنها همه را شگفت زده کرد.

understanding the divergency in cultures is essential.

درک تفاوت در فرهنگ ها ضروری است.

the divergency of interests among team members was evident.

ناهمگونی منافع بین اعضای تیم آشکار بود.

we must find a way to reconcile the divergency in our plans.

ما باید راهی برای آشتی دادن تفاوت در برنامه های خود پیدا کنیم.

the divergency in their approaches led to innovative solutions.

ناهمگونی در روش های آنها منجر به راه حل های نوآورانه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید