doddered

[ایالات متحده]/ˈdɒd.əd/
[بریتانیا]/ˈdɑː.dɚd/

ترجمه

v. به طور ناپایدار راه رفتن
adj. در نوک‌ها پژمرده؛ ضعیف

عبارات و ترکیب‌ها

doddered old man

مرد پیر لرزان

doddered along

به آرامی قدم زد

doddered speech

سخنرانی لرزان

doddered steps

قدم‌های لرزان

doddered figure

شکلک لرزان

doddered pace

قدم‌های آهسته و لرزان

doddered voice

صدای لرزان

doddered movement

حرکت لرزان

doddered manner

رفتار لرزان

doddered gait

راه رفتن لرزان

جملات نمونه

the old man doddered down the street, leaning on his cane.

مرد پیر با تکیه بر عصای خود، با گام‌های لرزان در خیابان پایین آمد.

she doddered into the room, forgetting what she needed.

او با گام‌های لرزان وارد اتاق شد و فراموش کرد که چه می‌خواست.

the toddler doddered around the playground, exploring everything.

کودک خردسال با گام‌های لرزان در زمین بازی چرخید و همه چیز را کاوش کرد.

he doddered through the crowd, trying to find his friends.

او با گام‌های لرزان از میان جمعیت عبور کرد و سعی کرد دوستانش را پیدا کند.

after the fall, she doddered for a few weeks before recovering.

پس از سقوط، او چند هفته با گام‌های لرزان راه رفت تا بهبودی حاصل کرد.

the doddered old lady waved at the children playing outside.

زن پیر لرزان به کودکان در حال بازی بیرون از خانه دست تکان داد.

he doddered around the house, looking for his glasses.

او با گام‌های لرزان در خانه چرخید و به دنبال عینک خود گشت.

as he doddered up the stairs, he reminisced about the past.

همانطور که او با گام‌های لرزان از پله‌ها بالا می‌رفت، به گذشته فکر می‌کرد.

the dog doddered after its owner, eager for attention.

سگ با گام‌های لرزان به دنبال صاحب خود رفت و مشتاق توجه بود.

she doddered into the kitchen, ready to prepare dinner.

او با گام‌های لرزان وارد آشپزخانه شد و آماده بود تا شام را آماده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید