dodders away
به اطراف میرود
dodders along
در طول مسیر میرود
dodders about
به اطراف میرود
dodders on
ادامه میدهد
dodders off
از آن دور میشود
dodders through
از میان آن عبور میکند
dodders back
عقب میرود
dodders in
وارد میشود
dodders out
خارج میشود
dodders forward
به جلو میرود
the old man dodders as he walks down the street.
مرد پیر در حالی که در خیابان قدم میزند، به لثقاب میافتد.
she dodders from one room to another, looking for her glasses.
او در حالی که به دنبال عینک خود میگردد، از یک اتاق به اتاق دیگر به لثقاب میافتد.
as the wind picked up, the trees seemed to dodder in the breeze.
همانطور که باد شروع به وزیدن کرد، درختان به نظر میرسید که در نسیم به لثقاب میافتند.
the toddler dodders around the playground, exploring everything.
کودک خردسال در حالی که همه چیز را کشف میکند، در زمین بازی به لثقاب میافتد.
he dodders when he tries to balance on one foot.
وقتی سعی میکند روی یک پا تعادل بگیرد، به لثقاب میافتد.
the elderly woman dodders with her cane.
زن مسن با عصای خود به لثقاب میافتد.
in the dim light, the cat dodders cautiously across the room.
در نور کم، گربه با احتیاط به لثقاب از اتاق عبور میکند.
he dodders in his old age, but his spirit remains strong.
او در سنین پیری به لثقاب میافتد، اما روحش قوی باقی میماند.
the puppy dodders after its mother, trying to keep up.
سگ توله به دنبال مادرش به لثقاب میافتد و سعی میکند همگام شود.
during the storm, the flag dodders on the pole.
در طول طوفان، پرچم روی ساقه به لثقاب میافتد.
dodders away
به اطراف میرود
dodders along
در طول مسیر میرود
dodders about
به اطراف میرود
dodders on
ادامه میدهد
dodders off
از آن دور میشود
dodders through
از میان آن عبور میکند
dodders back
عقب میرود
dodders in
وارد میشود
dodders out
خارج میشود
dodders forward
به جلو میرود
the old man dodders as he walks down the street.
مرد پیر در حالی که در خیابان قدم میزند، به لثقاب میافتد.
she dodders from one room to another, looking for her glasses.
او در حالی که به دنبال عینک خود میگردد، از یک اتاق به اتاق دیگر به لثقاب میافتد.
as the wind picked up, the trees seemed to dodder in the breeze.
همانطور که باد شروع به وزیدن کرد، درختان به نظر میرسید که در نسیم به لثقاب میافتند.
the toddler dodders around the playground, exploring everything.
کودک خردسال در حالی که همه چیز را کشف میکند، در زمین بازی به لثقاب میافتد.
he dodders when he tries to balance on one foot.
وقتی سعی میکند روی یک پا تعادل بگیرد، به لثقاب میافتد.
the elderly woman dodders with her cane.
زن مسن با عصای خود به لثقاب میافتد.
in the dim light, the cat dodders cautiously across the room.
در نور کم، گربه با احتیاط به لثقاب از اتاق عبور میکند.
he dodders in his old age, but his spirit remains strong.
او در سنین پیری به لثقاب میافتد، اما روحش قوی باقی میماند.
the puppy dodders after its mother, trying to keep up.
سگ توله به دنبال مادرش به لثقاب میافتد و سعی میکند همگام شود.
during the storm, the flag dodders on the pole.
در طول طوفان، پرچم روی ساقه به لثقاب میافتد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید