dogleg

[ایالات متحده]/ˈdɒɡlɛɡ/
[بریتانیا]/ˈdɔɡlɛɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مانند پای عقب یک سگ
n. یک چرخش یا انحنا تند
Word Forms
جمعdoglegs

عبارات و ترکیب‌ها

dogleg left

پیچ به چپ

dogleg right

پیچ به راست

dogleg hole

سوراخ با پیچ

dogleg turn

چرخش با پیچ

dogleg fairway

مسیر با پیچ

dogleg route

مسیر با پیچ

dogleg path

مسیر با پیچ

dogleg design

طراحی با پیچ

dogleg approach

رویکرد با پیچ

dogleg strategy

استراتژی با پیچ

جملات نمونه

the golfer hit a dogleg left on the fifth hole.

گلف باز در سوراخ پنجم، یک پیچ ناگهانی به سمت چپ زد.

we took a dogleg route to avoid the traffic.

ما یک مسیر با پیچ ناگهانی برای جلوگیری از ترافیک انتخاب کردیم.

the dogleg in the road made it difficult to see oncoming traffic.

پیچ ناگهانی در جاده باعث می‌شد دیدن ترافیک عبوری دشوار باشد.

his plan had a dogleg that confused everyone.

برنامه او دارای یک پیچ ناگهانی بود که همه را گیج کرد.

the architect designed a dogleg staircase for the building.

معمار یک پله با پیچ ناگهانی برای ساختمان طراحی کرد.

we need to navigate the dogleg in the trail carefully.

ما باید پیچ ناگهانی در مسیر را با دقت طی کنیم.

when playing golf, a dogleg can change your strategy.

هنگام بازی گلف، یک پیچ ناگهانی می‌تواند استراتژی شما را تغییر دهد.

the dogleg in the fence created an interesting pattern.

پیچ ناگهانی در حصار یک الگوی جالب ایجاد کرد.

he drew a dogleg on the map to show the route.

او یک پیچ ناگهانی روی نقشه کشید تا مسیر را نشان دهد.

the dogleg in the design added a unique touch.

پیچ ناگهانی در طراحی یک حس منحصر به فرد اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید