| جمع | doglegs |
dogleg left
پیچ به چپ
dogleg right
پیچ به راست
dogleg hole
سوراخ با پیچ
dogleg turn
چرخش با پیچ
dogleg fairway
مسیر با پیچ
dogleg route
مسیر با پیچ
dogleg path
مسیر با پیچ
dogleg design
طراحی با پیچ
dogleg approach
رویکرد با پیچ
dogleg strategy
استراتژی با پیچ
the golfer hit a dogleg left on the fifth hole.
گلف باز در سوراخ پنجم، یک پیچ ناگهانی به سمت چپ زد.
we took a dogleg route to avoid the traffic.
ما یک مسیر با پیچ ناگهانی برای جلوگیری از ترافیک انتخاب کردیم.
the dogleg in the road made it difficult to see oncoming traffic.
پیچ ناگهانی در جاده باعث میشد دیدن ترافیک عبوری دشوار باشد.
his plan had a dogleg that confused everyone.
برنامه او دارای یک پیچ ناگهانی بود که همه را گیج کرد.
the architect designed a dogleg staircase for the building.
معمار یک پله با پیچ ناگهانی برای ساختمان طراحی کرد.
we need to navigate the dogleg in the trail carefully.
ما باید پیچ ناگهانی در مسیر را با دقت طی کنیم.
when playing golf, a dogleg can change your strategy.
هنگام بازی گلف، یک پیچ ناگهانی میتواند استراتژی شما را تغییر دهد.
the dogleg in the fence created an interesting pattern.
پیچ ناگهانی در حصار یک الگوی جالب ایجاد کرد.
he drew a dogleg on the map to show the route.
او یک پیچ ناگهانی روی نقشه کشید تا مسیر را نشان دهد.
the dogleg in the design added a unique touch.
پیچ ناگهانی در طراحی یک حس منحصر به فرد اضافه کرد.
dogleg left
پیچ به چپ
dogleg right
پیچ به راست
dogleg hole
سوراخ با پیچ
dogleg turn
چرخش با پیچ
dogleg fairway
مسیر با پیچ
dogleg route
مسیر با پیچ
dogleg path
مسیر با پیچ
dogleg design
طراحی با پیچ
dogleg approach
رویکرد با پیچ
dogleg strategy
استراتژی با پیچ
the golfer hit a dogleg left on the fifth hole.
گلف باز در سوراخ پنجم، یک پیچ ناگهانی به سمت چپ زد.
we took a dogleg route to avoid the traffic.
ما یک مسیر با پیچ ناگهانی برای جلوگیری از ترافیک انتخاب کردیم.
the dogleg in the road made it difficult to see oncoming traffic.
پیچ ناگهانی در جاده باعث میشد دیدن ترافیک عبوری دشوار باشد.
his plan had a dogleg that confused everyone.
برنامه او دارای یک پیچ ناگهانی بود که همه را گیج کرد.
the architect designed a dogleg staircase for the building.
معمار یک پله با پیچ ناگهانی برای ساختمان طراحی کرد.
we need to navigate the dogleg in the trail carefully.
ما باید پیچ ناگهانی در مسیر را با دقت طی کنیم.
when playing golf, a dogleg can change your strategy.
هنگام بازی گلف، یک پیچ ناگهانی میتواند استراتژی شما را تغییر دهد.
the dogleg in the fence created an interesting pattern.
پیچ ناگهانی در حصار یک الگوی جالب ایجاد کرد.
he drew a dogleg on the map to show the route.
او یک پیچ ناگهانی روی نقشه کشید تا مسیر را نشان دهد.
the dogleg in the design added a unique touch.
پیچ ناگهانی در طراحی یک حس منحصر به فرد اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید