doss

[ایالات متحده]/dɒs/
[بریتانیا]/dɑs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تخت یا مکان خواب؛ یک تخت یا مکان خواب ساده؛ یک مسافرخانه کوچک

vi. در یک تخت موقتی دراز کشیدن تا بخوابد؛ شب را به صورت موقتی گذراندن

عبارات و ترکیب‌ها

doss folder

پوشه داس

doss document

سند داس

digital doss

داس دیجیتال

paperless doss

داس بدون کاغذ

online doss storage

فضای ذخیره‌سازی داس آنلاین

جملات نمونه

he dossed down on a friend's floor.

او روی کف خانه یک دوست ولو شد.

all I've seen her do so far is doss around .

تا الان فقط دیده‌ام که دور و بر می‌چرخد.

In or omen with adult acne, the distribution of acne seems to move doss ass and to perioral area.

در یا در مورد آکنه در بزرگسالان، توزیع آکنه به نظر می رسد که به سمت نواحی دور دهان حرکت می کند.

To observe the effects of Yun-Pi Prescription of different doss on endurance of rats with splenic asthenia and to explore the mechanism of Yun-pi Prescription in treatment of children apositia.

برای بررسی اثرات دوزهای مختلف نسخه یون پی بر استقامت موش‌های مبتلا به آستنی خونی و بررسی مکانیسم نسخه یون پی در درمان آپوزیتای کودکان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید