double-crosses

[ایالات متحده]/ˈdʌbəlˌkrɒs/
[بریتانیا]/ˈdʌbəlˌkrɔs/

ترجمه

v. فریب دادن یا خیانت کردن به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

double-crossed

خیانت کرده

double-crossing

خیانت

avoid double-crossing

اجتناب از خیانت

fear double-cross

ترس از خیانت

double-cross deal

معامله خیانت‌آمیز

double-cross scheme

طرح خیانت‌آمیز

get double-crossed

خیانت دیده شود

suspect double-cross

شک به خیانت

prevent double-crossing

جلوگیری از خیانت

جملات نمونه

he felt he'd been double-crossed by his business partner.

او احساس کرد که توسط شریک تجاری‌اش فریب خورده است.

the spy feared he'd been double-crossed and left to die.

جاسوس می‌ترسید که فریب خورده و رها شده تا بمیرد.

don't even think about double-crossing me on this deal.

حتی به این فکر هم نکنید که در این معامله مرا فریب دهید.

she suspected she'd been double-crossed in the negotiations.

او مشکوک بود که در مذاکرات فریب خورده است.

he warned them not to double-cross him or face the consequences.

او به آنها هشدار داد که او را فریب ندهند یا با عواقب روبرو شوند.

the team was double-crossed by someone within their ranks.

تیم توسط کسی در بین صفوفشان فریب خورد.

after being double-crossed, he vowed revenge.

پس از فریب خوردن، او سوگند انتقام خورد.

they accused him of double-crossing the entire organization.

آنها او را به فریب دادن کل سازمان متهم کردند.

she refused to be double-crossed again after the last betrayal.

او پس از آخرین خیانت، از فریب دوباره امتناع کرد.

the politician was double-crossed and lost his position.

آن سیاستمدار فریب خورد و جایگاه خود را از دست داد.

he realized he'd been double-crossed and had no choice but to leave.

او متوجه شد که فریب خورده و چاره‌ای جز رفتن نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید