the downgrader
Persian_translation
downgraders
Persian_translation
major downgrader
Persian_translation
frequent downgrader
Persian_translation
the downgrader reduced the company's credit rating due to mounting financial concerns.
کاهش رتبه اعتباری شرکت به دلیل نگرانیهای مالی رو به رشد، توسط کاهشدهنده انجام شد.
critics labeled the filmmaker a downgrader of cinematic artistry in their latest review.
منتقدان فیلمساز را در بررسی جدیدشان بهعنوان کاهشدهنده هنر سینمایی برچسب زدند.
the latest patch acts as a downgrader, removing several popular features from the game.
آخرین بهروزرسانی بهعنوان یک کاهشدهنده عمل میکند و چندین ویژگی محبوب را از بازی حذف میکند.
union leaders described the new legislation as a systematic downgrader of worker protections.
رهبران اتحادیه قانون جدید را بهعنوان یک کاهشدهنده سیستماتیک از حمایتهای قانونی کارگران توصیف کردند.
financial analysts identified the tariffs as economic downgraders affecting international trade.
تحلیلگران مالی تعرفهها را بهعنوان کاهشدهندههای اقتصادی که بر تجارت بینالمللی تأثیر میگذارد، شناسایی کردند.
the technology blogger earned a reputation as a hardware downgrader after critical reviews.
نویسنده وبلاگ فناوری پس از بررسیهای انتقادی به عنوان یک کاهشدهنده سختافزار شهرت کسب کرد.
long-time users consider the interface redesign a significant downgrader of user experience.
کاربران قدیمی طراحی مجدد رابط کاربری را بهعنوان یک کاهشدهنده قابل توجه تجربه کاربر در نظر میگیرند.
during the recession, several economists functioned as market downgraders, lowering forecasts.
در طول رکود، چندین اقتصاددان به عنوان کاهشدهنده بازار عمل کردند و پیشبینیها را کاهش دادند.
management's austerity measures served as downgraders of workplace morale across departments.
سیاستهای ریاضتی مدیریت بهعنوان کاهشدهنده روحیه کاری در سراسر بخشها عمل کرد.
the budget sequestration operated as continuous downgraders of public education funding.
کاهش بودجه به عنوان یک کاهشدهنده مداوم بودجه آموزش عمومی عمل کرد.
rival companies viewed the merger as a competitive downgrader threatening their market share.
شرکتهای رقیب ادغام را بهعنوان یک کاهشدهنده رقابتی که به سهم بازار آنها آسیب میرساند، دیدند.
environmental groups condemned the policy changes as downgraders of emission standards.
گروههای محیطزیست تغییرات سیاست را بهعنوان کاهشدهنده استانداردهای انتشار محکوم کردند.
the downgrader
Persian_translation
downgraders
Persian_translation
major downgrader
Persian_translation
frequent downgrader
Persian_translation
the downgrader reduced the company's credit rating due to mounting financial concerns.
کاهش رتبه اعتباری شرکت به دلیل نگرانیهای مالی رو به رشد، توسط کاهشدهنده انجام شد.
critics labeled the filmmaker a downgrader of cinematic artistry in their latest review.
منتقدان فیلمساز را در بررسی جدیدشان بهعنوان کاهشدهنده هنر سینمایی برچسب زدند.
the latest patch acts as a downgrader, removing several popular features from the game.
آخرین بهروزرسانی بهعنوان یک کاهشدهنده عمل میکند و چندین ویژگی محبوب را از بازی حذف میکند.
union leaders described the new legislation as a systematic downgrader of worker protections.
رهبران اتحادیه قانون جدید را بهعنوان یک کاهشدهنده سیستماتیک از حمایتهای قانونی کارگران توصیف کردند.
financial analysts identified the tariffs as economic downgraders affecting international trade.
تحلیلگران مالی تعرفهها را بهعنوان کاهشدهندههای اقتصادی که بر تجارت بینالمللی تأثیر میگذارد، شناسایی کردند.
the technology blogger earned a reputation as a hardware downgrader after critical reviews.
نویسنده وبلاگ فناوری پس از بررسیهای انتقادی به عنوان یک کاهشدهنده سختافزار شهرت کسب کرد.
long-time users consider the interface redesign a significant downgrader of user experience.
کاربران قدیمی طراحی مجدد رابط کاربری را بهعنوان یک کاهشدهنده قابل توجه تجربه کاربر در نظر میگیرند.
during the recession, several economists functioned as market downgraders, lowering forecasts.
در طول رکود، چندین اقتصاددان به عنوان کاهشدهنده بازار عمل کردند و پیشبینیها را کاهش دادند.
management's austerity measures served as downgraders of workplace morale across departments.
سیاستهای ریاضتی مدیریت بهعنوان کاهشدهنده روحیه کاری در سراسر بخشها عمل کرد.
the budget sequestration operated as continuous downgraders of public education funding.
کاهش بودجه به عنوان یک کاهشدهنده مداوم بودجه آموزش عمومی عمل کرد.
rival companies viewed the merger as a competitive downgrader threatening their market share.
شرکتهای رقیب ادغام را بهعنوان یک کاهشدهنده رقابتی که به سهم بازار آنها آسیب میرساند، دیدند.
environmental groups condemned the policy changes as downgraders of emission standards.
گروههای محیطزیست تغییرات سیاست را بهعنوان کاهشدهنده استانداردهای انتشار محکوم کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید