dribbled the ball
توپ را دریبل کرد
dribbled past defenders
از مدافعان دریبل کرد
dribbled down court
در طول زمین دریبل کرد
dribbled in circles
در دایرهها دریبل کرد
dribbled with skill
با مهارت دریبل کرد
dribbled away time
زمان را دریبل کرد
dribbled to score
برای گلزنی دریبل کرد
dribbled through traffic
در میان ترافیک دریبل کرد
dribbled without hesitation
بدون تردید دریبل کرد
the player dribbled the ball down the court.
بازیکن توپ را در طول زمین به حرکت درآورد.
she dribbled the chocolate over the cake.
او شکلات را روی کیک رنده کرد.
he dribbled past his defenders with ease.
او با سهولت از مدافعان خود عبور کرد.
the child dribbled the water from the cup.
کودک آب را از فنجان رنده کرد.
they dribbled the paint onto the canvas.
آنها رنگ را روی بوم نقاشی رنده کردند.
she dribbled the basketball during practice.
او در طول تمرین، توپ بسکتبال را رنده کرد.
the artist dribbled ink to create a unique pattern.
هنرمند جوهر را رنده کرد تا الگوی منحصر به فردی ایجاد کند.
he dribbled with precision and skill.
او با دقت و مهارت رنده کرد.
as he dribbled, the crowd cheered loudly.
همانطور که او رنده می کرد، جمعیت با صدای بلند تشویق می کردند.
she dribbled the sauce over the pasta.
او سس را روی پاستا رنده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید