driftage

[ایالات متحده]/ˈdrɪf.tɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈdrɪf.tɪdʒ/

ترجمه

n. عمل شناور شدن یا حمل شدن توسط جریانات؛ ماده‌ای که شناور می‌شود یا توسط جریانات حمل می‌شود؛ پدیده سقوط باد یا شناور شدن
شکل‌های واژه
جمعdriftages

عبارات و ترکیب‌ها

driftage accumulation

تجمع انحراف

driftage monitoring

نظارت بر انحراف

driftage analysis

تجزیه و تحلیل انحراف

driftage management

مدیریت انحراف

driftage patterns

الگوهای انحراف

driftage distribution

توزیع انحراف

driftage removal

حذف انحراف

driftage impact

اثرات انحراف

driftage studies

مطالعات انحراف

driftage sources

منابع انحراف

جملات نمونه

the driftage of the debris was evident after the storm.

جابجایی بقایای آشکار بود پس از طوفان.

scientists study the driftage patterns of ocean currents.

دانشمندان الگوهای جابجایی جریان‌های اقیانوسی را مطالعه می‌کنند.

driftage can significantly impact marine ecosystems.

جابجایی می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر اکوسیستم‌های دریایی داشته باشد.

the driftage of plastic waste is a growing concern.

جابجایی زباله‌های پلاستیکی یک نگرانی رو به رشد است.

we observed the driftage of logs along the river.

ما جابجایی تنه درختان را در امتداد رودخانه مشاهده کردیم.

driftage can help scientists track pollution sources.

جابجایی می‌تواند به دانشمندان کمک کند تا منابع آلودگی را ردیابی کنند.

the driftage of icebergs poses a threat to shipping routes.

جابجایی کوه یخ‌ها تهدیدی برای مسیرهای کشتیرانی است.

understanding driftage is crucial for coastal management.

درک جابجایی برای مدیریت ساحلی بسیار مهم است.

driftage can transport nutrients across vast distances.

جابجایی می‌تواند مواد مغذی را در فواصل زیاد جابجا کند.

the driftage of natural materials enriches the shoreline.

جابجایی مواد طبیعی خط ساحلی را غنی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید