drivels nonsense
حرفهای بیمعنی
drivels on
ادامه میدهد
pure drivels
حرفهای کاملاً بیمعنی
drivels away
دور میشود
drivels forth
به جلو میرود
drivels endlessly
بیوقفه ادامه میدهد
drivels incoherently
بهطور نامفهوم صحبت میکند
drivels about
در مورد... صحبت میکند
drivels inane
حرفهای پوچ میزند
drivels aimlessly
بیهدف صحبت میکند
he often drivels about his accomplishments.
او اغلب درباره دستاوردهای خود حرفهای بیاساسی میزند.
don't listen to his drivels; they are not worth your time.
به حرفهای بیاساس او گوش ندهید؛ ارزش وقت شما را ندارند.
she tends to drivels when she's nervous.
او معمولاً وقتی عصبی است، حرفهای بیاساسی میزند.
his drivels during the meeting distracted everyone.
حرفهای بیاساس او در طول جلسه باعث حواسپرتی همه شد.
stop the drivels and get to the point.
حرفهای بیاساس را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.
her drivels about politics can be exhausting.
صحبتهای بیاساس او درباره سیاست میتواند خستهکننده باشد.
he was full of drivels after a few drinks.
بعد از چند نوشیدنی، او پر از حرفهای بیاساس شد.
listening to his drivels makes me lose focus.
گوش دادن به حرفهای بیاساس او باعث میشود تمرکز خود را از دست بدهم.
her drivels made the conversation awkward.
حرفهای بیاساس او باعث خجالتآمیز شدن مکالمه شد.
he loves to drivels about his travels.
او عاشق صحبت کردن درباره سفرهایش است.
drivels nonsense
حرفهای بیمعنی
drivels on
ادامه میدهد
pure drivels
حرفهای کاملاً بیمعنی
drivels away
دور میشود
drivels forth
به جلو میرود
drivels endlessly
بیوقفه ادامه میدهد
drivels incoherently
بهطور نامفهوم صحبت میکند
drivels about
در مورد... صحبت میکند
drivels inane
حرفهای پوچ میزند
drivels aimlessly
بیهدف صحبت میکند
he often drivels about his accomplishments.
او اغلب درباره دستاوردهای خود حرفهای بیاساسی میزند.
don't listen to his drivels; they are not worth your time.
به حرفهای بیاساس او گوش ندهید؛ ارزش وقت شما را ندارند.
she tends to drivels when she's nervous.
او معمولاً وقتی عصبی است، حرفهای بیاساسی میزند.
his drivels during the meeting distracted everyone.
حرفهای بیاساس او در طول جلسه باعث حواسپرتی همه شد.
stop the drivels and get to the point.
حرفهای بیاساس را متوقف کنید و به اصل مطلب بروید.
her drivels about politics can be exhausting.
صحبتهای بیاساس او درباره سیاست میتواند خستهکننده باشد.
he was full of drivels after a few drinks.
بعد از چند نوشیدنی، او پر از حرفهای بیاساس شد.
listening to his drivels makes me lose focus.
گوش دادن به حرفهای بیاساس او باعث میشود تمرکز خود را از دست بدهم.
her drivels made the conversation awkward.
حرفهای بیاساس او باعث خجالتآمیز شدن مکالمه شد.
he loves to drivels about his travels.
او عاشق صحبت کردن درباره سفرهایش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید