drooled over
عاشقانه نگاه کرد
drooled at
با تحسین نگاه کرد
drooled on
روی آن لکه کرد
drooled out
بیرون ریخت
drooled back
به سمت عقب ریخت
drooled forth
بیرون ریخت
drooled down
به سمت پایین ریخت
drooled along
همراه با آن ریخت
drooled before
قبل از آن ریخت
drooled while
در حالی که آن را ریخت
he drooled over the delicious cake in the bakery window.
او در حالی که شیرینی خوشمزه را در ویترین شیرینی فروشی میدید، آب دهانش جاری شد.
the dog drooled when it saw the juicy steak on the table.
وقتی سگ تکه گوشت آبدار روی میز را دید، آب دهانش جاری شد.
she drooled at the thought of her favorite ice cream.
فکر کردن به بستنی مورد علاقهاش باعث شد آب دهانش جاری شود.
the kids drooled at the sight of the candy store.
دیدن شیرینی فروشی باعث شد بچهها آب دهانشان جاری شود.
he drooled with excitement when he saw the new video game.
وقتی بازی ویدیویی جدید را دید، از هیجان آب دهانش جاری شد.
she drooled over the latest fashion magazine.
او در حالی که مجله مد جدید را میدید، آب دهانش جاری شد.
they all drooled at the sight of the barbecue feast.
دیدن سفره باربکیوی خوشمزه باعث شد همه آب دهانشان جاری شود.
he drooled at the thought of a vacation in hawaii.
فکر کردن به یک تعطیلات در هاوایی باعث شد آب دهانش جاری شود.
she couldn't help but drool when she saw the gourmet meal.
وقتی غذای مجلسی را دید نمیتوانست جلوی جاری شدن آب دهانش را بگیرد.
the chef's special dish made everyone drool in anticipation.
غذای مخصوص آشپز باعث شد همه با اشتیاق آب دهانشان جاری شود.
drooled over
عاشقانه نگاه کرد
drooled at
با تحسین نگاه کرد
drooled on
روی آن لکه کرد
drooled out
بیرون ریخت
drooled back
به سمت عقب ریخت
drooled forth
بیرون ریخت
drooled down
به سمت پایین ریخت
drooled along
همراه با آن ریخت
drooled before
قبل از آن ریخت
drooled while
در حالی که آن را ریخت
he drooled over the delicious cake in the bakery window.
او در حالی که شیرینی خوشمزه را در ویترین شیرینی فروشی میدید، آب دهانش جاری شد.
the dog drooled when it saw the juicy steak on the table.
وقتی سگ تکه گوشت آبدار روی میز را دید، آب دهانش جاری شد.
she drooled at the thought of her favorite ice cream.
فکر کردن به بستنی مورد علاقهاش باعث شد آب دهانش جاری شود.
the kids drooled at the sight of the candy store.
دیدن شیرینی فروشی باعث شد بچهها آب دهانشان جاری شود.
he drooled with excitement when he saw the new video game.
وقتی بازی ویدیویی جدید را دید، از هیجان آب دهانش جاری شد.
she drooled over the latest fashion magazine.
او در حالی که مجله مد جدید را میدید، آب دهانش جاری شد.
they all drooled at the sight of the barbecue feast.
دیدن سفره باربکیوی خوشمزه باعث شد همه آب دهانشان جاری شود.
he drooled at the thought of a vacation in hawaii.
فکر کردن به یک تعطیلات در هاوایی باعث شد آب دهانش جاری شود.
she couldn't help but drool when she saw the gourmet meal.
وقتی غذای مجلسی را دید نمیتوانست جلوی جاری شدن آب دهانش را بگیرد.
the chef's special dish made everyone drool in anticipation.
غذای مخصوص آشپز باعث شد همه با اشتیاق آب دهانشان جاری شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید