drooled

[ایالات متحده]/druːld/
[بریتانیا]/druːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و پارتیسپل گذشته drool؛ نشان دادن یک حالت وسواسی نسبت به کسی یا چیزی؛ با افراط به کسی خیره شدن؛ با تحسین بسیار به چیزی نگاه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

drooled over

عاشقانه نگاه کرد

drooled at

با تحسین نگاه کرد

drooled on

روی آن لکه کرد

drooled out

بیرون ریخت

drooled back

به سمت عقب ریخت

drooled forth

بیرون ریخت

drooled down

به سمت پایین ریخت

drooled along

همراه با آن ریخت

drooled before

قبل از آن ریخت

drooled while

در حالی که آن را ریخت

جملات نمونه

he drooled over the delicious cake in the bakery window.

او در حالی که شیرینی خوشمزه را در ویترین شیرینی فروشی می‌دید، آب دهانش جاری شد.

the dog drooled when it saw the juicy steak on the table.

وقتی سگ تکه گوشت آبدار روی میز را دید، آب دهانش جاری شد.

she drooled at the thought of her favorite ice cream.

فکر کردن به بستنی مورد علاقه‌اش باعث شد آب دهانش جاری شود.

the kids drooled at the sight of the candy store.

دیدن شیرینی فروشی باعث شد بچه‌ها آب دهانشان جاری شود.

he drooled with excitement when he saw the new video game.

وقتی بازی ویدیویی جدید را دید، از هیجان آب دهانش جاری شد.

she drooled over the latest fashion magazine.

او در حالی که مجله مد جدید را می‌دید، آب دهانش جاری شد.

they all drooled at the sight of the barbecue feast.

دیدن سفره باربکیوی خوشمزه باعث شد همه آب دهانشان جاری شود.

he drooled at the thought of a vacation in hawaii.

فکر کردن به یک تعطیلات در هاوایی باعث شد آب دهانش جاری شود.

she couldn't help but drool when she saw the gourmet meal.

وقتی غذای مجلسی را دید نمی‌توانست جلوی جاری شدن آب دهانش را بگیرد.

the chef's special dish made everyone drool in anticipation.

غذای مخصوص آشپز باعث شد همه با اشتیاق آب دهانشان جاری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید