dropkicking

[ایالات متحده]/ˈdrɒpˌkɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdrɑːpˌkɪkɪŋ/

ترجمه

n. عمل لگد زدن به توپ که رها شده است

عبارات و ترکیب‌ها

dropkicking opponents

ضربه زدن با پا به حریفان

dropkicking enemies

ضربه زدن با پا به دشمنان

dropkicking players

ضربه زدن با پا به بازیکنان

dropkicking rivals

ضربه زدن با پا به رقبای

dropkicking targets

ضربه زدن با پا به اهداف

dropkicking challengers

ضربه زدن با پا به چالش‌گران

dropkicking foes

ضربه زدن با پا به دشمنان

dropkicking friends

ضربه زدن با پا به دوستان

dropkicking teammates

ضربه زدن با پا به هم‌تیمی‌ها

dropkicking opponents' moves

ضربه زدن با پا به حرکات حریفان

جملات نمونه

he was dropkicking his way through the competition.

او داشت با ضربه پا به جلو پیشروی می‌کرد.

she practiced dropkicking on the training mat.

او روی تشک تمرین ضربه پا را تمرین می‌کرد.

the athlete is known for dropkicking opponents in the ring.

این ورزشکار به خاطر ضربه پا به حریفان در رینگ شناخته شده است.

he executed a perfect dropkicking move during the match.

او یک حرکت ضربه پا عالی را در طول مسابقه انجام داد.

they were dropkicking their way to victory.

آنها داشتند با ضربه پا به سمت پیروزی پیش می‌رفتند.

dropkicking can be a game-changer in martial arts.

ضربه‌ پا می‌تواند در هنرهای رزمی یک عامل تعیین‌کننده باشد.

he learned the art of dropkicking from his sensei.

او هنر ضربه پا را از استاد خود یاد گرفت.

dropkicking requires precision and timing.

ضربه‌ پا به دقت و زمان‌بندی نیاز دارد.

she surprised everyone by dropkicking her opponent.

او با ضربه پا به حریف خود، همه را شگفت‌زده کرد.

dropkicking is a skill that takes years to master.

ضربه‌ پا مهارتی است که سال‌ها طول می‌کشد تا به آن مسلط شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید