dropkicking opponents
ضربه زدن با پا به حریفان
dropkicking enemies
ضربه زدن با پا به دشمنان
dropkicking players
ضربه زدن با پا به بازیکنان
dropkicking rivals
ضربه زدن با پا به رقبای
dropkicking targets
ضربه زدن با پا به اهداف
dropkicking challengers
ضربه زدن با پا به چالشگران
dropkicking foes
ضربه زدن با پا به دشمنان
dropkicking friends
ضربه زدن با پا به دوستان
dropkicking teammates
ضربه زدن با پا به همتیمیها
dropkicking opponents' moves
ضربه زدن با پا به حرکات حریفان
he was dropkicking his way through the competition.
او داشت با ضربه پا به جلو پیشروی میکرد.
she practiced dropkicking on the training mat.
او روی تشک تمرین ضربه پا را تمرین میکرد.
the athlete is known for dropkicking opponents in the ring.
این ورزشکار به خاطر ضربه پا به حریفان در رینگ شناخته شده است.
he executed a perfect dropkicking move during the match.
او یک حرکت ضربه پا عالی را در طول مسابقه انجام داد.
they were dropkicking their way to victory.
آنها داشتند با ضربه پا به سمت پیروزی پیش میرفتند.
dropkicking can be a game-changer in martial arts.
ضربه پا میتواند در هنرهای رزمی یک عامل تعیینکننده باشد.
he learned the art of dropkicking from his sensei.
او هنر ضربه پا را از استاد خود یاد گرفت.
dropkicking requires precision and timing.
ضربه پا به دقت و زمانبندی نیاز دارد.
she surprised everyone by dropkicking her opponent.
او با ضربه پا به حریف خود، همه را شگفتزده کرد.
dropkicking is a skill that takes years to master.
ضربه پا مهارتی است که سالها طول میکشد تا به آن مسلط شد.
dropkicking opponents
ضربه زدن با پا به حریفان
dropkicking enemies
ضربه زدن با پا به دشمنان
dropkicking players
ضربه زدن با پا به بازیکنان
dropkicking rivals
ضربه زدن با پا به رقبای
dropkicking targets
ضربه زدن با پا به اهداف
dropkicking challengers
ضربه زدن با پا به چالشگران
dropkicking foes
ضربه زدن با پا به دشمنان
dropkicking friends
ضربه زدن با پا به دوستان
dropkicking teammates
ضربه زدن با پا به همتیمیها
dropkicking opponents' moves
ضربه زدن با پا به حرکات حریفان
he was dropkicking his way through the competition.
او داشت با ضربه پا به جلو پیشروی میکرد.
she practiced dropkicking on the training mat.
او روی تشک تمرین ضربه پا را تمرین میکرد.
the athlete is known for dropkicking opponents in the ring.
این ورزشکار به خاطر ضربه پا به حریفان در رینگ شناخته شده است.
he executed a perfect dropkicking move during the match.
او یک حرکت ضربه پا عالی را در طول مسابقه انجام داد.
they were dropkicking their way to victory.
آنها داشتند با ضربه پا به سمت پیروزی پیش میرفتند.
dropkicking can be a game-changer in martial arts.
ضربه پا میتواند در هنرهای رزمی یک عامل تعیینکننده باشد.
he learned the art of dropkicking from his sensei.
او هنر ضربه پا را از استاد خود یاد گرفت.
dropkicking requires precision and timing.
ضربه پا به دقت و زمانبندی نیاز دارد.
she surprised everyone by dropkicking her opponent.
او با ضربه پا به حریف خود، همه را شگفتزده کرد.
dropkicking is a skill that takes years to master.
ضربه پا مهارتی است که سالها طول میکشد تا به آن مسلط شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید