drugging

[ایالات متحده]/[ˈdrʌɡɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈdrʌɡɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (n.) عمل تجویز دارو، به ویژه بدون رضایت؛ عمل مصرف دارو، به ویژه داروهای غیرقانونی.
v. بی‌حال کردن کسی با دارو.
n. عمل یا روش دارو دادن به کسی.
Word Forms
جمعdruggings

عبارات و ترکیب‌ها

drugging suspects

مشتبهات مربوط به مصرف اجباری مواد

preventing drugging

جلوگیری از مصرف اجباری مواد

drugging incident

واقعه مربوط به مصرف اجباری مواد

suspected drugging

مشکوک بودن به مصرف اجباری مواد

drugging victims

مصدومان مصرف اجباری مواد

drugging charges

اتهامات مربوط به مصرف اجباری مواد

drugging case

موارد مربوط به مصرف اجباری مواد

drugging someone

مصرف اجباری مواد به کسی

drugging allegations

اتهامات مربوط به مصرف اجباری مواد

drugging investigation

تحقیقات مربوط به مصرف اجباری مواد

جملات نمونه

the investigation focused on the drugging of the victim at a local bar.

تحقیقات بر روی سرخرگ کردن قربانی در یک بار محلی متمرکز بود.

authorities are warning about the dangers of drink spiking and drugging people at parties.

مقامات در مورد خطرات سرخرگ کردن نوشیدنی و سرخرگ کردن افراد در مهمانی‌ها هشدار می‌دهند.

he was arrested on suspicion of drugging a woman and then sexually assaulting her.

او به اتهام سرخرگ کردن یک زن و سپس تعرض جنسی به او دستگیر شد.

police are urging vigilance after reports of drugging incidents near the university.

پلیس پس از گزارش‌هایی مبنی بر سرخرگ کردن در نزدیکی دانشگاه، هوشیاری را خواستار شده است.

the bar staff were trained to spot signs of someone being drugged.

پرسنل بار برای شناسایی علائم سرخرگ شدن کسی آموزش دیده بودند.

she felt strange and suspected she had been drugged without her knowledge.

او احساس عجیب و غریبی کرد و مشکوذ بود که بدون اطلاع او سرخرگ شده است.

the consequences of drugging someone can be severe and life-altering.

عواقب سرخرگ کردن کسی می‌تواند جدی و تغییر دهنده زندگی باشد.

he denied any involvement in the drugging incident, maintaining his innocence.

او هرگونه دخالت در حادثه سرخرگ کردن را انکار کرد و بی‌گناهی خود را حفظ کرد.

the security cameras captured footage of a possible drugging taking place.

دوربین‌های امنیتی تصاویری از یک حادثه سرخرگ کردن احتمالی ضبط کردند.

it's crucial to be aware of the risk of drugging, especially for young people.

آگاهی از خطر سرخرگ کردن، به ویژه برای جوانان، بسیار مهم است.

the victim reported feeling disoriented and confused after being drugged.

قربانی گزارش داد که پس از سرخرگ شدن احساس سردرگمی و گیجی کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید