dub

[ایالات متحده]/dʌb/
[بریتانیا]/dʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. صدای زمینه‌ای به (یک فیلم) اضافه کردن؛ به چیزی عنوانی دادن؛ به آرامی لمس کردن؛ ضربه زدن
n. یک احمق؛ صدای طبل

عبارات و ترکیب‌ها

dubbing

دوبله

dubbed version

نسخه دوبله

dub actor

معاون دوبله

dubbing studio

استودیو دوبله

جملات نمونه

dub in strings behind the vocal.

اضافه کردن رشته‌ها در پشت صدای خواننده

the level of the dub can be controlled manually.

سطح دوب را می‌توان به صورت دستی کنترل کرد.

to dub a movie

دو زبانه کردن یک فیلم

the actor dubbed the character's voice

بازیگر صدای شخصیت را صداگذاری کرد

to dub someone a hero

قهرمان خواندن کسی

the film was dubbed a classic

فیلم یک اثر کلاسیک نامیده شد

to dub a song in a different language

ضبط یک آهنگ به زبان دیگر

the artist dubbed the painting 'Sunset Serenade'

هنرمند نقاشی را 'سونات غروب' نامید

to dub someone a genius

خیره خواندن کسی

the book was dubbed a bestseller

کتاب یک پرفروش‌ترین نامیده شد

to dub a video with subtitles

زیرنویس کردن یک ویدیو

the company dubbed the new product 'InnovateX'

شرکت محصول جدید را 'InnovateX' نامید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید