dudar

[ایالات متحده]/ˈdjuːdɑː/
[بریتانیا]/ˈduːdɑːr/

ترجمه

n. نام جغرافیایی به اشاره به مکانی در مجارستان؛ نام جغرافیایی به اشاره به رودخانه دودا در کلمبیا

جملات نمونه

i don't doubt your abilities at all.

من اصلا در مورد توانایی‌های شما شک ندارم.

she doubts that he will keep his promise.

او در مورد اینکه آیا او به قولش عمل خواهد کرد یا نه، شک دارد.

they are hesitating between two job offers.

آنها بین دو پیشنهاد شغلی مردد هستند.

we should not doubt our first impressions.

ما نباید در مورد اولین برداشت‌های خود شک کنیم.

he never doubts his own judgment.

او هرگز در مورد قضاوت خود شک نمی‌کند.

i have been doubting my decision all week.

من این هفته در مورد تصمیمم مردد بودم.

without a doubt, she is the best candidate.

بدون شک، او بهترین گزینه است.

stop doubting yourself and start acting.

دیگر خودتان را دست کم نگیرید و شروع به عمل کنید.

i don't hesitate to speak my mind.

من برای بیان عقیده‌ام تردید نمی‌کنم.

the evidence makes me doubt his innocence.

این مدارک باعث می‌شود در مورد بی‌گناهی او شک کنم.

they expressed doubts about the safety of the plan.

آنها ابراز تردید کردند در مورد ایمنی طرح.

i seriously doubt whether this information is accurate.

من به طور جدی شک دارم که آیا این اطلاعات دقیق است یا خیر.

she seemed doubtful about the entire project.

او در مورد کل پروژه تردید داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید