dun

[ایالات متحده]/dʌn/
[بریتانیا]/dʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که درخواست پرداخت می‌کند یا برای انجام کاری فشار می‌آورد
adj. تا حدی تیره؛ دارای رنگ قهوه‌ای تیره
vt. برای پرداخت یا اقدام فشار آوردن یا درخواست کردن
Word Forms
زمان گذشتهdunned
جمعduns
قسمت سوم فعلdunned
شکل سوم شخص مفردduns
صفت یا فعل حال استمراریdunning

عبارات و ترکیب‌ها

dun brown

خاکستری قهوه‌ای

dun horse

اسب خاکستری

dun clouds

ابر خاکستری

جملات نمونه

dun sb. for payment

درخواست پرداخت از کسی

when the dun evening comes.

وقتی غروب خاکستری می‌رسد.

The dunes roll to the sea.

تپه‌های شنی به سمت دریا امتداد دارند.

sand dunes that were upbuilt by the wind.

تپه‌های شنی که توسط باد ساخته شده‌اند.

a line of sand dunes concealed the distant sea.

ردی از تپه‌های شنی دریا را در دوردست پنهان می‌کرد.

If you keep on dun ning , I'll never pay.

اگر به اصرار ادامه دهید، من هرگز پرداخت نخواهم کرد.

They take me for a dun, peer out from a coign of vantage.

آنها فکر می‌کنند من یک دُن هستم، از یک نقطه دید مناسب بیرون نگاه می‌کنند.

The boy galloped over the dunes barefoot.

پسر با پای برهنه بر روی تپه‌های شنی تاخت.

Dragging the fully laden boat across the sand dunes was no mean feat.

کشیدن قایق پر بار به طور کامل از روی تپه‌های شنی کار آسانی نبود.

Bad Lands National Park, Mount Rushmore, Black Hills, Devils Tower National Monument, Rocky Mountain National Park, Great Sand Dunes National Park, and Capulin Volcano National Monument.

پارک ملی بد لندز، کوه راشمور، بلک هیلز، بنای تاریخی ملی برج شیاطین، پارک ملی کوه راکی، پارک ملی تپه‌های شنی بزرگ و بنای تاریخی ملی کوه آتشفشانی کاپولین.

Abstract Microstructure evolution of hypereutectoid steel duning cold rolling with different reduction rate (from 0 to 81.6%)was studied by SEM and TEM.

چکیده: تکامل ریزساختار فولاد بیش از حد ائوتکتوئیدی در حین سردکاری با نرخ کاهش مختلف (از 0 تا 81.6٪) با استفاده از SEM و TEM مورد مطالعه قرار گرفت.

FOR all its paradisal waters, golden dunes and swanky “eco-lodges”, life in Kenya's coastal district of Kiunga, just a few miles from the border with Somalia, is hard.

با وجود آب‌های بهشتی، تپه‌های شنی طلایی و اقامتگاه‌های “اکولوژیکی” مجلل، زندگی در منطقه ساحلی کیونگا در کنیا، تنها چند مایلی با مرز سومالی، دشوار است.

Cao Xing, among the soldiers, sneakingly drew his bow and, sighting his target well, shot Xiahou Dun in his left eye.

چائو شینگ، در میان سربازان، به طور پنهانی کمان خود را کشید و با هدف‌گیری خوب، شیاوهو دون را در چشمان چپش زد.

The Yakou beach on the right side of the typhoon track was rather stable, with only a slight silting in the belt of middle tide besides erodedm manmade dunes in the landward backshore.

ساحل یاکوی در سمت راست مسیر تایفون نسبتاً پایدار بود، با ته نشینی جزئی در کمربند جزر و مد و همچنین تپه‌های شنی مصنوعی فرسوده در ساحل پشتی خشکی.

It receives its name from the echoing Shhhh that the sand makes as you step on its surface.Visitors here can try camel rides, can parasail, can slide the dunes or simply build sand castles.

نام آن از صدای ششش شنیدنی که شن هنگام راه رفتن روی سطح آن ایجاد می‌کند، گرفته شده است. بازدیدکنندگان اینجا می‌توانند سواری با شتر انجام دهند، پاراسل کنند، از تپه‌های شنی سر بخورند یا به سادگی قلعه‌های شنی بسازند.

نمونه‌های واقعی

I had forgotten that this is the field in which the farmer keeps that vicious dun cow!

من فراموش کرده بودم که این مزرعه‌ای است که کشاورز آن را در آن نگهداری می‌کند!

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

Dun dun duh—who the heck is that?

دون دون داه - اصلا کی هست؟

منبع: Radio Laboratory

William McKinley's campaign manager was an industrialist himself and he went, essentially hat in head, around Wall Street " dunning them" .

مدیر کمپین ویلیام مک‌کینلی خودش یک صنعتگر بود و اساساً با کلاه در سر، در اطراف وال استریت به "داندینگ" آنها رفت.

منبع: Legend of American Business Tycoons

He offered his wares with furious energy, calling the passing customers to his counter and dunning them with his politeness.

او با انرژی دیوانه‌وار کالاهای خود را ارائه می‌کرد و مشتریان عبوری را به پیشخوان خود فرا می‌خواند و با ادب خود آنها را داندینگ می‌کرد.

منبع: Women's Paradise (Middle)

Cash on the line for him. Rich bitches who had to be dunned for their milk bills would pay him right now.

پول نقد برای او در خطر است. روسپی‌های ثروتمندی که مجبور بودند برای قبوض شیر خود داندینگ شوند، همین الان به او پرداخت می‌کردند.

منبع: Goodbye, My Love (Part 1)

My son made a careful examination and sketch for me of a dun Belgian cart-horse with a double stripe on each shoulder and with leg-stripes.

پسر من یک بررسی و طرح دقیق برای من از یک اسب کار بلژیوئینی با خطوط دوگانه روی هر شانه و با خطوط پا تهیه کرد.

منبع: On the Origin of Species

So once again, this would be x1 plus x2, plus dun, dun, dun, plus x lower case n, divided by lowercase n.

بنابراین، بار دیگر، این x1 به علاوه x2، به علاوه دون، دون، دون، به علاوه x حالت کوچک n، تقسیم بر حالت کوچک n خواهد بود.

منبع: Khan Academy: Statistics (Video Version)

But in the long run, which is going to bring us more happiness-forcing ourselves to live within a tight budget, or having dunning letters in the mail and creditors pounding on the front door?

اما در دراز مدت، کدام یک از اینها بیشتر باعث خوشحالی ما خواهد شد - مجبور کردن خودمان به زندگی در چارچوب یک بودجه محدود، یا دریافت نامه های داندینگ و طلبکارانی که به در جلوی در می کوبند؟

منبع: The virtues of human nature.

In all parts of the world these stripes occur far oftenest in duns and mouse-duns; by the term dun a large range of colour is included, from one between brown and black to a close approach to cream colour.

در همه نقاط جهان، این خطوط بیشتر در دون ها و دون های موش رخ می دهد؛ با اصطلاح دون، طیف وسیعی از رنگ ها وجود دارد، از قهوه ای تا سیاه تا نزدیک به رنگ کرم.

منبع: On the Origin of Species

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید