dunned for payment
برای پرداخت طلبکار شده
dunned repeatedly
به طور مکرر طلبکار شده
dunned by creditors
توسط طلبکاران طلبکار شده
dunned over dues
به دلیل بدهی طلبکار شده
dunned without mercy
بدون مهربانی طلبکار شده
dunned for rent
به دلیل اجاره طلبکار شده
dunned for fees
به دلیل هزینه ها طلبکار شده
dunned at work
در محل کار طلبکار شده
dunned by mail
از طریق پست طلبکار شده
dunned in person
به صورت حضوری طلبکار شده
he was dunned for the payment he owed.
او برای پرداختی که به او بدهکار بود، مورد درخواست قرار گرفت.
the landlord dunned the tenants for overdue rent.
مالک برای اجاره معوقه، مستاجران را مورد درخواست قرار داد.
after several reminders, she finally dunned him for the money.
پس از چند یادآوری، او بالاخره برای پول او را مورد درخواست قرار داد.
he felt embarrassed when he was dunned in public.
وقتی که در ملا عام مورد درخواست قرار گرفت، او شرمنده شد.
the company dunned clients for outstanding invoices.
شرکت برای فاکتورهای پرداخت نشده، مشتریان را مورد درخواست قرار داد.
she was dunned repeatedly until she paid her debt.
او بارها و بارها مورد درخواست قرار گرفت تا بدهی خود را پرداخت کند.
he ignored the letters even though he was dunned.
او نامه ها را نادیده گرفت حتی اگر مورد درخواست قرار گرفته بود.
they dunned him daily until he finally responded.
آنها هر روز او را مورد درخواست قرار دادند تا زمانی که او بالاخره پاسخ داد.
the collector dunned the account holder for payment.
جمعآورنده برای پرداخت، صاحب حساب را مورد درخواست قرار داد.
she was dunned by the service provider for late fees.
او توسط ارائهدهنده خدمات به دلیل هزینه تاخیر مورد درخواست قرار گرفت.
dunned for payment
برای پرداخت طلبکار شده
dunned repeatedly
به طور مکرر طلبکار شده
dunned by creditors
توسط طلبکاران طلبکار شده
dunned over dues
به دلیل بدهی طلبکار شده
dunned without mercy
بدون مهربانی طلبکار شده
dunned for rent
به دلیل اجاره طلبکار شده
dunned for fees
به دلیل هزینه ها طلبکار شده
dunned at work
در محل کار طلبکار شده
dunned by mail
از طریق پست طلبکار شده
dunned in person
به صورت حضوری طلبکار شده
he was dunned for the payment he owed.
او برای پرداختی که به او بدهکار بود، مورد درخواست قرار گرفت.
the landlord dunned the tenants for overdue rent.
مالک برای اجاره معوقه، مستاجران را مورد درخواست قرار داد.
after several reminders, she finally dunned him for the money.
پس از چند یادآوری، او بالاخره برای پول او را مورد درخواست قرار داد.
he felt embarrassed when he was dunned in public.
وقتی که در ملا عام مورد درخواست قرار گرفت، او شرمنده شد.
the company dunned clients for outstanding invoices.
شرکت برای فاکتورهای پرداخت نشده، مشتریان را مورد درخواست قرار داد.
she was dunned repeatedly until she paid her debt.
او بارها و بارها مورد درخواست قرار گرفت تا بدهی خود را پرداخت کند.
he ignored the letters even though he was dunned.
او نامه ها را نادیده گرفت حتی اگر مورد درخواست قرار گرفته بود.
they dunned him daily until he finally responded.
آنها هر روز او را مورد درخواست قرار دادند تا زمانی که او بالاخره پاسخ داد.
the collector dunned the account holder for payment.
جمعآورنده برای پرداخت، صاحب حساب را مورد درخواست قرار داد.
she was dunned by the service provider for late fees.
او توسط ارائهدهنده خدمات به دلیل هزینه تاخیر مورد درخواست قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید