duro

[ایالات متحده]/ˈdjʊə.rəʊ/
[بریتانیا]/ˈdʊə.roʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکه نقره‌ای به ارزش یک پزو در اسپانیا و کشورهای اسپانیایی‌زبان؛ دورو (واحد پول تاریخی)

عبارات و ترکیب‌ها

duro material

مواد duro

duro surface

سطح duro

duro finish

پوشش duro

duro quality

کیفیت duro

duro strength

مقاومت duro

duro layer

لایه duro

duro edge

لبه duro

duro bond

اتصال duro

duro texture

بافت duro

duro design

طراحی duro

جملات نمونه

he is very duro when it comes to negotiations.

او در مذاکرات بسیار سخت و مصمم است.

this material is known for being duro and durable.

این ماده به دلیل سختی و دوامش شناخته شده است.

she has a duro attitude towards challenges.

او در برابر چالش ها نگرشی سخت دارد.

the wall is made of duro concrete.

دیوار از بتن سخت ساخته شده است.

they need a duro plan to succeed.

آنها برای موفقیت به یک برنامه سخت نیاز دارند.

his duro approach to life inspires many.

رویکرد سخت او در زندگی الهام بخش بسیاری است.

it was a duro decision to leave the job.

ترک شغل تصمیمی سخت بود.

the competition is duro, but we can win.

رقابت سخت است، اما ما می توانیم برنده شویم.

she gave a duro response to the criticism.

او در پاسخ به انتقادها واکنشی سخت نشان داد.

his duro personality makes him a great leader.

شخصیت سخت او او را به یک رهبر بزرگ تبدیل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید