dusked

[ایالات متحده]/dʌskt/
[بریتانیا]/dʌskt/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از غروب; به غروب تبدیل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

dusked sky

آسمان غروب

dusked evening

غروب عصر

dusked horizon

افق غروب

dusked light

نور غروب

dusked landscape

منظره غروب

dusked shadows

سایه‌های غروب

dusked path

مسیر غروب

dusked moment

لحظه غروب

dusked chill

سرمای غروب

dusked glow

تابش غروب

جملات نمونه

the sky dusked beautifully as the sun set.

آسمان به زیبایی کم‌نور شد، زیرا خورشید غروب کرد.

as night approached, the world dusked around us.

همانطور که شب نزدیک می‌شد، جهان در اطراف ما کم‌نور شد.

the park dusked, and the lights began to twinkle.

پارک کم‌نور شد و چراغ‌ها شروع به چشمک زدن کردند.

they enjoyed a quiet dinner as the city dusked.

آنها از یک شام آرام در حالی که شهر کم‌نور می‌شد لذت بردند.

when the day dusked, the stars appeared in the sky.

وقتی روز کم‌نور شد، ستارگان در آسمان ظاهر شدند.

she felt peaceful as the garden dusked around her.

وقتی باغ در اطراف او کم‌نور شد، او احساس آرامش کرد.

the landscape dusked, creating a serene atmosphere.

منظره کم‌نور شد و فضایی آرام ایجاد کرد.

as the evening dusked, the birds returned to their nests.

همانطور که غروب کم‌نور می‌شد، پرندگان به لانه‌های خود بازگشتند.

he watched the horizon dusk as he reflected on his day.

او افق را در حالی که به روز خود فکر می‌کرد، کم‌نور دید.

the old town dusked, revealing its hidden charm.

شهر قدیمی کم‌نور شد و جذابیت پنهان خود را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید