| جمع | ebbtides |
ebbtide coming
دریافت موج خروجی
feel the ebbtide
احساس موج خروجی
during the ebbtide
در طول موج خروجی
low ebbtide
موج خروجی پایین
after ebbtide
پس از موج خروجی
ebbtide's pull
جذب موج خروجی
watching ebbtide
مشاهده موج خروجی
predict ebbtide
پیشبینی موج خروجی
marked ebbtide
موج خروجی مشخص شده
strong ebbtide
موج خروجی قوی
the ebbing tide revealed a stretch of sandy beach.
عذرهای کشیده یک بخش از پایتخت ریزه را نشان داد.
we waited for the ebb tide to explore the rock pools.
ما برای کاوش در استخرهای سنگی منتظر عذرهای کشیده بودیم.
the ship struggled against the strong ebbing tide.
کشتی در برابر عذرهای کشیده قوی مقاومت کرد.
the ebbing tide left seaweed stranded on the shore.
عذرهای کشیده جنگل دریایی را روی ساحل رها کرد.
he felt a sense of ebbing tide in his enthusiasm for the project.
او احساسی از کاهش انگیزه در پروژه خود داشت.
the ebbing tide exposed hidden treasures beneath the waves.
عذرهای کشیده گنجینههای پنهان زیر امواج را آشکار کرد.
the fishermen consulted the tide tables to time their fishing with the ebbing tide.
صیادان جدول عذرهای را مراجعه کردند تا زمان صید خود را با عذرهای کشیده هماهنگ کنند.
the ebbing tide washed away the debris from the storm.
عذرهای کشیده اشغالهای باران را از بین برد.
the harbor was difficult to navigate during the ebbing tide.
در زمان عذرهای کشیده، بندر دشوار بود.
the ebbing tide significantly reduced the water level in the estuary.
عذرهای کشیده سطح آب در دهانه رودخانه را به طور قابل توجهی کاهش داد.
we enjoyed a long walk along the beach during the ebbing tide.
ما در زمان عذرهای کشیده یک پیاده رو طولانی در ساحل لذت بردم.
ebbtide coming
دریافت موج خروجی
feel the ebbtide
احساس موج خروجی
during the ebbtide
در طول موج خروجی
low ebbtide
موج خروجی پایین
after ebbtide
پس از موج خروجی
ebbtide's pull
جذب موج خروجی
watching ebbtide
مشاهده موج خروجی
predict ebbtide
پیشبینی موج خروجی
marked ebbtide
موج خروجی مشخص شده
strong ebbtide
موج خروجی قوی
the ebbing tide revealed a stretch of sandy beach.
عذرهای کشیده یک بخش از پایتخت ریزه را نشان داد.
we waited for the ebb tide to explore the rock pools.
ما برای کاوش در استخرهای سنگی منتظر عذرهای کشیده بودیم.
the ship struggled against the strong ebbing tide.
کشتی در برابر عذرهای کشیده قوی مقاومت کرد.
the ebbing tide left seaweed stranded on the shore.
عذرهای کشیده جنگل دریایی را روی ساحل رها کرد.
he felt a sense of ebbing tide in his enthusiasm for the project.
او احساسی از کاهش انگیزه در پروژه خود داشت.
the ebbing tide exposed hidden treasures beneath the waves.
عذرهای کشیده گنجینههای پنهان زیر امواج را آشکار کرد.
the fishermen consulted the tide tables to time their fishing with the ebbing tide.
صیادان جدول عذرهای را مراجعه کردند تا زمان صید خود را با عذرهای کشیده هماهنگ کنند.
the ebbing tide washed away the debris from the storm.
عذرهای کشیده اشغالهای باران را از بین برد.
the harbor was difficult to navigate during the ebbing tide.
در زمان عذرهای کشیده، بندر دشوار بود.
the ebbing tide significantly reduced the water level in the estuary.
عذرهای کشیده سطح آب در دهانه رودخانه را به طور قابل توجهی کاهش داد.
we enjoyed a long walk along the beach during the ebbing tide.
ما در زمان عذرهای کشیده یک پیاده رو طولانی در ساحل لذت بردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید