floodtide

[ایالات متحده]/ˈflʌd.taɪd/
[بریتانیا]/ˈflʌd.taɪd/

ترجمه

n. افزایش سطح آب در یک توده آب؛ اوج یا ارتفاع یک دستاورد یا موفقیت

عبارات و ترکیب‌ها

floodtide of change

جزر و مد تغییر

floodtide of emotion

جزر و مد احساسات

floodtide of people

جزر و مد مردم

floodtide of information

جزر و مد اطلاعات

floodtide of support

جزر و مد حمایت

floodtide of creativity

جزر و مد خلاقیت

floodtide of enthusiasm

جزر و مد اشتیاق

floodtide of energy

جزر و مد انرژی

floodtide of innovation

جزر و مد نوآوری

floodtide of opportunity

جزر و مد فرصت

جملات نمونه

the floodtide brought in a wealth of debris from the ocean.

جزر و مد دریا مقدار زیادی آوار را از اقیانوس به داخل آورد.

as the floodtide rose, the beach became submerged.

همانطور که جزر و مد بالا می آمد، ساحل غرق می شد.

during the floodtide, the fishermen found it difficult to navigate.

در طول جزر و مد، ماهیگیران برای حرکت کردن دچار مشکل شدند.

the floodtide can significantly affect local wildlife.

جزر و مد می تواند به طور قابل توجهی بر حیات وحش محلی تأثیر بگذارد.

we watched the floodtide from the safety of the cliff.

ما جزر و مد را از امنیت صخره تماشا کردیم.

the floodtide was a beautiful sight at sunset.

جزر و مد در هنگام غروب آفتاب منظره ای زیبا بود.

coastal towns often prepare for the floodtide each season.

شهرهای ساحلی اغلب برای جزر و مد در هر فصل آماده می شوند.

the floodtide swept away the sandcastles built by children.

جزر و مد قلعه های شنی که توسط کودکان ساخته شده بود را با خود برد.

local authorities issued warnings about the upcoming floodtide.

مقامات محلی هشدارهایی در مورد جزر و مد پیش رو منتشر کردند.

we learned about the effects of floodtide on coastal erosion.

ما در مورد اثرات جزر و مد بر فرسایش ساحلی یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید