economized

[ایالات متحده]/ɪˈkɒnəmaɪzd/
[بریتانیا]/ɪˈkɑːnəmaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کمتر از چیزی استفاده کردن، صرفه‌جویی کردن یا کاهش هزینه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

economized budget

بودجه بهینه‌سازی شده

economized resources

منابع بهینه‌سازی شده

economized spending

هزینه‌های بهینه‌سازی شده

economized time

زمان بهینه‌سازی شده

economized energy

انرژی بهینه‌سازی شده

economized effort

تلاش بهینه‌سازی شده

economized costs

هزینه‌ها بهینه‌سازی شده

economized materials

مواد بهینه‌سازی شده

economized funds

بودجه‌های بهینه‌سازی شده

economized space

فضای بهینه‌سازی شده

جملات نمونه

we have economized on our expenses this month.

ما این ماه در هزینه‌های خود صرفه‌جویی کرده‌ایم.

the company has economized its resources to maximize profits.

شرکت منابع خود را به منظور افزایش سود بهینه‌سازی کرده است.

she economized her time by planning her schedule carefully.

او با برنامه‌ریزی دقیق برنامه خود، زمان خود را بهینه‌سازی کرد.

they have economized on energy consumption by using led lights.

آنها با استفاده از لامپ‌های LED مصرف انرژی را بهینه‌سازی کرده‌اند.

he has economized his efforts by working smarter, not harder.

او با کار کردن باهوش‌تر، نه سخت‌تر، تلاش‌های خود را بهینه‌سازی کرده است.

we need to find ways to economize our budget.

ما باید راه‌هایی برای بهینه‌سازی بودجه خود پیدا کنیم.

the family has economized on groceries to save money.

خانواده برای صرفه‌جویی در پول، در خرید مواد غذایی صرفه‌جویی کرده است.

she has economized her wardrobe by choosing versatile pieces.

او با انتخاب لباس‌های متنوع، کمد لباس خود را بهینه‌سازی کرده است.

they have economized on printing costs by going digital.

آنها با دیجیتالی شدن، هزینه‌های چاپ را بهینه‌سازی کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید