thrifted dress
لباس دست دوم
thrifted finds
یافتههای دست دوم
thrifted furniture
مبلمان دست دوم
thrifted style
سبک دست دوم
thrifted goods
کالاهای دست دوم
thrifted vintage
قدیمی دست دوم
i thrifted it
من آن را دست دوم خریدم
she thrifted well
او خوب دست دوم خرید
thrifted and loved
دست دوم و دوست داشتنی
thrifted home decor
دکوراسیون منزل دست دوم
i found a beautiful, thrifted dress at the vintage store.
من یک لباس زیبا و دست دوم خریدهام از مغازه عتیقهفروشی.
she loves browsing through thrifted clothing for unique finds.
او عاشق گشت و گذار در میان لباسهای دست دوم برای یافتن چیزهای منحصر به فرد است.
he restored a thrifted armchair and gave it a new life.
او یک صندلی دست دوم را بازسازی کرد و به آن زندگی جدیدی بخشید.
the thrifted record player was a great addition to his collection.
ضبط دست دوم یک مکمل عالی برای مجموعه او بود.
buying thrifted furniture is a sustainable and budget-friendly option.
خرید مبلمان دست دوم یک گزینه پایدار و مقرون به صرفه است.
i'm looking for a thrifted leather jacket in good condition.
من به دنبال یک ژاکت چرمی دست دوم در شرایط خوب هستم.
she styled her outfit with a thrifted belt and vintage boots.
او لباس خود را با یک کمربند دست دوم و چکمههای عتیقه استایل کرد.
the thrifted books were surprisingly well-preserved.
کتابهای دست دوم به طرز شگفتانگیزی حفظ شده بودند.
we spent the afternoon thrifting for home decor items.
ما بعد از ظهر را به دنبال وسایل دکوراسیون منزل در مغازههای دست دوم گذراندیم.
he scored a fantastic deal on a thrifted bicycle.
او یک معامله فوق العاده برای یک دوچرخه دست دوم به دست آورد.
she's a big fan of upcycling thrifted materials into new creations.
او طرفدار بزرگ بازیافت مواد دست دوم به آثار جدید است.
thrifted dress
لباس دست دوم
thrifted finds
یافتههای دست دوم
thrifted furniture
مبلمان دست دوم
thrifted style
سبک دست دوم
thrifted goods
کالاهای دست دوم
thrifted vintage
قدیمی دست دوم
i thrifted it
من آن را دست دوم خریدم
she thrifted well
او خوب دست دوم خرید
thrifted and loved
دست دوم و دوست داشتنی
thrifted home decor
دکوراسیون منزل دست دوم
i found a beautiful, thrifted dress at the vintage store.
من یک لباس زیبا و دست دوم خریدهام از مغازه عتیقهفروشی.
she loves browsing through thrifted clothing for unique finds.
او عاشق گشت و گذار در میان لباسهای دست دوم برای یافتن چیزهای منحصر به فرد است.
he restored a thrifted armchair and gave it a new life.
او یک صندلی دست دوم را بازسازی کرد و به آن زندگی جدیدی بخشید.
the thrifted record player was a great addition to his collection.
ضبط دست دوم یک مکمل عالی برای مجموعه او بود.
buying thrifted furniture is a sustainable and budget-friendly option.
خرید مبلمان دست دوم یک گزینه پایدار و مقرون به صرفه است.
i'm looking for a thrifted leather jacket in good condition.
من به دنبال یک ژاکت چرمی دست دوم در شرایط خوب هستم.
she styled her outfit with a thrifted belt and vintage boots.
او لباس خود را با یک کمربند دست دوم و چکمههای عتیقه استایل کرد.
the thrifted books were surprisingly well-preserved.
کتابهای دست دوم به طرز شگفتانگیزی حفظ شده بودند.
we spent the afternoon thrifting for home decor items.
ما بعد از ظهر را به دنبال وسایل دکوراسیون منزل در مغازههای دست دوم گذراندیم.
he scored a fantastic deal on a thrifted bicycle.
او یک معامله فوق العاده برای یک دوچرخه دست دوم به دست آورد.
she's a big fan of upcycling thrifted materials into new creations.
او طرفدار بزرگ بازیافت مواد دست دوم به آثار جدید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید