ectoplasmic

[ایالات متحده]/ˌektəʊˈplæzmɪk/
[بریتانیا]/ˌektoʊˈplæzmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا متشکل از اکتوپلاسم، به ویژه ماده‌ای که گفته می‌شود در طول حالات سحرآمیز روح‌نگاری توسط یک واسطه منتشر می‌شود؛ مربوط به لایه بیرونی سیتوپلاسم در سلول‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

ectoplasmic mist

مه نوح غلیظ

ectoplasmic entity

موجودیت غلیظ

ectoplasmic form

فرم غلیظ

ectoplasmic manifestation

تجلّی غلیظ

ectoplasmic activity

فعالیت غلیظ

ectoplasmic being

وجود غلیظ

ectoplasmic residue

باقی‌مانده غلیظ

ectoplasmic disturbance

اختلال غلیظ

ectoplasmic traces

ردپای غلیظ

جملات نمونه

the ectoplasmic mist swirled around the ancient mansion, revealing ghostly silhouettes.

مه نوح گلی در اطراف عمارت باستانی می‌چرخید و چهره‌های شبح‌وار را آشکار می‌کرد.

ghost hunters detected an ectoplasmic presence in the abandoned house using specialized equipment.

شکارچیان ارواح با استفاده از تجهیزات تخصصی، حضور ارواشی را در خانه متروکه تشخیص دادند.

the medium claimed to channel ectoplasmic energy from the spirit world during the ritual.

متوسط ادعا کرد که در طول مراسم، انرژی ارواشی را از دنیای ارواح دریافت می‌کند.

an ectoplasmic form gradually materialized in the dimly lit room, terrifying the observers.

یک شکل ارواشی به تدریج در اتاق کم نور ظاهر شد و ناظران را وحشت زده کرد.

the ectoplasmic residue glowed faintly on the cursed object, marking its supernatural origin.

باقی مانده ارواشی به طور ملایمی روی شی نفرین شده می‌درخشید و نشان دهنده منشاء فراطبیعی آن بود.

scientists studied the ectoplasmic phenomenon under controlled laboratory conditions.

دانشمندان پدیده‌ی ارواشی را در شرایط آزمایشگاهی کنترل شده مطالعه کردند.

the ectoplasmic trail led investigators directly to the hidden burial site in the forest.

رد پا ارواشی محققان را مستقیماً به محل دفن پنهان در جنگل هدایت کرد.

she felt an ectoplasmic chill as the specter passed through her body unexpectedly.

او احساس سرمازدگی ارواشی کرد زیرا شبح به طور غیرمنتظره از بدن او عبور کرد.

the ectoplasmic manifestation was so realistic that witnesses questioned their sanity.

ظاهر ارواشی به گونه‌ای واقعی بود که شاهدان به عقل خود شک کردند.

ancient manuscripts described ectoplasmic substances used in powerful mystical rituals.

نسخه‌های باستانی از مواد ارواشی که در مراسم عرفانی قدرتمند استفاده می‌شدند، توصیف کردند.

the ectoplasmic veil between worlds seemed to thin during the rare lunar eclipse.

حجاب ارواشی بین دنیاها در طول خورشید گرفتگی ماه نادر به نظر نازک می‌رسید.

paranormal researchers captured ectoplasmic images on their infrared cameras last night.

محققان فراطبیعی شب گذشته تصاویر ارواشی را با دوربین‌های مادون قرمز خود ضبط کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید