editorialized

[ایالات متحده]/ˌɛdɪˈtɔːrɪəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˌɛdɪˈtɔriəˌlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نظرات خود را در یک نشریه بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

editorialized content

محتوای تحریری

editorialized news

اخبار تحریری

editorialized opinion

نظر تحریری

editorialized article

مقاله تحریری

editorialized report

گزارش تحریری

editorialized piece

قطعه تحریری

editorialized commentary

تفسیر تحریری

editorialized analysis

تجزیه و تحلیل تحریری

editorialized narrative

روایت تحریری

editorialized perspective

دیدگاه تحریری

جملات نمونه

the article was heavily editorialized to sway public opinion.

مقاله به شدت جهت‌دار شده بود تا نظر افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.

many readers found the editorialized content misleading.

بسیاری از خوانندگان محتوای جهت‌دار را گمراه‌کننده یافتند.

his speech was editorialized to highlight key issues.

سخنرانی او جهت‌دار شده بود تا مسائل کلیدی را برجسته کند.

editorialized news can compromise journalistic integrity.

اخبار جهت‌دار می‌تواند یکپارچگی روزنامه‌نگاری را به خطر اندازد.

critics argue that the report was too editorialized.

منتقدان استدلال می‌کنند که گزارش بیش از حد جهت‌دار بوده است.

she prefers straight news over editorialized pieces.

او اخبار بی‌طرفانه را به قطعات جهت‌دار ترجیح می‌دهد.

the editorialized version of the story changed its meaning.

نسخه جهت‌دار داستان معنای آن را تغییر داد.

editorialized opinions can shape the narrative.

نظرات جهت‌دار می‌توانند روایت را شکل دهند.

some believe that editorialized journalism is a disservice to the public.

برخی معتقدند که روزنامه‌نگاری جهت‌دار خیانت به مردم است.

the editorialized headlines attracted more readers.

تیترهای جهت‌دار توجه خوانندگان بیشتری را جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید