| جمع | effigies |
burn an effigy
سوزاندن یک مجسمه
create an effigy
ساختن یک مجسمه
an effigy of Einstein
یک مجسمه از اینشتین
a tomb effigy of Eleanor of Aquitaine.
یک مجسمه مقبرهای از الهانور آکیتن.
the effigy is notable for its flowing drapery.
مجسمه به خاطر درپوشهای شناور خود قابل توجه است.
the minister was burned in effigy .
وزیر در مجسمه به تصویر کشیده شده به آتش کشیده شد.
The king was burned in effigy by the angry mob.
شاه توسط تودهی خشمگین به صورت نمادین سوزانده شد.
He then held a state funeral, with an effigy of Pertinax, and consecrated him as one of the deified emperors, adding a flamen and a Helvian sodales, who had previously been Marcian.
سپس او یک تشییع جنازه دولتی برگزار کرد، با مجسمهای از پرتيناکس، و او را به عنوان یکی از امپراطوران متوفی تقدیس کرد، و یک فلامن و یک سدالز هلویین را اضافه کرد، که قبلاً مارسیان بودند.
burn an effigy
سوزاندن یک مجسمه
create an effigy
ساختن یک مجسمه
an effigy of Einstein
یک مجسمه از اینشتین
a tomb effigy of Eleanor of Aquitaine.
یک مجسمه مقبرهای از الهانور آکیتن.
the effigy is notable for its flowing drapery.
مجسمه به خاطر درپوشهای شناور خود قابل توجه است.
the minister was burned in effigy .
وزیر در مجسمه به تصویر کشیده شده به آتش کشیده شد.
The king was burned in effigy by the angry mob.
شاه توسط تودهی خشمگین به صورت نمادین سوزانده شد.
He then held a state funeral, with an effigy of Pertinax, and consecrated him as one of the deified emperors, adding a flamen and a Helvian sodales, who had previously been Marcian.
سپس او یک تشییع جنازه دولتی برگزار کرد، با مجسمهای از پرتيناکس، و او را به عنوان یکی از امپراطوران متوفی تقدیس کرد، و یک فلامن و یک سدالز هلویین را اضافه کرد، که قبلاً مارسیان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید