big egos
اَفراد با خودشیفتگی زیاد
fragile egos
خودشیفتگیهای شکننده
inflated egos
خودشیفتگیهای متراکم
clashing egos
خودشیفتگیهای متضاد
bruised egos
خودشیفتگیهای آسیبدیده
strong egos
خودشیفتگیهای قوی
overinflated egos
خودشیفتگیهای بیش از حد
egos clash
خودشیفتگیها در تضاد هستند
damaged egos
خودشیفتگیهای آسیبدیده
prideful egos
خودشیفتگیهای مغرورانه
our egos often get in the way of collaboration.
اَگِرها اغلب مانع همکاری میشوند.
he has a big ego that makes it hard to work with him.
او خودشیفتهای دارد که همکاری با او را دشوار میکند.
sometimes, we need to put our egos aside to resolve conflicts.
گاهی اوقات، برای حل اختلافات باید غرورمان را کنار بگذاریم.
her ego was hurt when she didn't get the promotion.
وقتی ارتقا نگرفت، غرورش آسیب دید.
managing egos is crucial for team success.
مدیریت غرورها برای موفقیت تیم بسیار مهم است.
his ego prevents him from accepting criticism.
غرورش مانع از پذیرش انتقاد او میشود.
we should learn to balance our egos with humility.
باید یاد بگیریم غرورمان را با تواضع متعادل کنیم.
her inflated ego made her difficult to approach.
غرور بیش از حدش باعث میشد که به سختی بتوان به او نزدیک شد.
it's important to keep our egos in check during discussions.
در طول بحثها مهم است که غرورمان را کنترل کنیم.
his ego took a hit after losing the debate.
بعد از باختن در بحث، غرورش ضربه خورد.
big egos
اَفراد با خودشیفتگی زیاد
fragile egos
خودشیفتگیهای شکننده
inflated egos
خودشیفتگیهای متراکم
clashing egos
خودشیفتگیهای متضاد
bruised egos
خودشیفتگیهای آسیبدیده
strong egos
خودشیفتگیهای قوی
overinflated egos
خودشیفتگیهای بیش از حد
egos clash
خودشیفتگیها در تضاد هستند
damaged egos
خودشیفتگیهای آسیبدیده
prideful egos
خودشیفتگیهای مغرورانه
our egos often get in the way of collaboration.
اَگِرها اغلب مانع همکاری میشوند.
he has a big ego that makes it hard to work with him.
او خودشیفتهای دارد که همکاری با او را دشوار میکند.
sometimes, we need to put our egos aside to resolve conflicts.
گاهی اوقات، برای حل اختلافات باید غرورمان را کنار بگذاریم.
her ego was hurt when she didn't get the promotion.
وقتی ارتقا نگرفت، غرورش آسیب دید.
managing egos is crucial for team success.
مدیریت غرورها برای موفقیت تیم بسیار مهم است.
his ego prevents him from accepting criticism.
غرورش مانع از پذیرش انتقاد او میشود.
we should learn to balance our egos with humility.
باید یاد بگیریم غرورمان را با تواضع متعادل کنیم.
her inflated ego made her difficult to approach.
غرور بیش از حدش باعث میشد که به سختی بتوان به او نزدیک شد.
it's important to keep our egos in check during discussions.
در طول بحثها مهم است که غرورمان را کنترل کنیم.
his ego took a hit after losing the debate.
بعد از باختن در بحث، غرورش ضربه خورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید