egressing

[ایالات متحده]/ɪˈɡrɛsɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈɡrɛsɪŋ/

ترجمه

v. خارج شدن یا خروج
n. عمل خروج یا خارج شدن؛ حق خروج؛ در نجوم، برش نهایی؛ مسیر خروج

عبارات و ترکیب‌ها

egressing data

داده‌های خروجی

egressing traffic

ترافیک خروجی

egressing users

کاربران خروجی

egressing connections

اتصالات خروجی

egressing packets

بسته‌های خروجی

egressing streams

جریان‌های خروجی

egressing services

سرویس‌های خروجی

egressing endpoints

نقطه‌های پایانی خروجی

egressing requests

درخواست‌های خروجی

egressing systems

سیستم‌های خروجی

جملات نمونه

the students were egressing the building during the fire drill.

دانشجویان در حال خروج از ساختمان در حین تمرین آتش‌نشانی بودند.

after egressing the vehicle, he checked for damage.

پس از خروج از خودرو، او به دنبال آسیب دیدگی گشت.

the emergency plan included instructions for egressing safely.

طرح اضطراری شامل دستورالعمل‌هایی برای خروج ایمن بود.

she was egressing the premises when she noticed the commotion.

او در حال ترک ملک بود که متوجه به هم ریختگی شد.

the software helps in monitoring the egressing data.

این نرم‌افزار به ردیابی داده‌های خروجی کمک می‌کند.

they practiced egressing from the building in case of an emergency.

آنها در صورت بروز اضطرار، خروج از ساختمان را تمرین کردند.

proper signage is essential for egressing quickly.

علائم مناسب برای خروج سریع ضروری است.

the team focused on egressing the area before sunset.

تیم بر خروج از منطقه قبل از غروب آفتاب تمرکز کرد.

he was responsible for egressing the guests after the event.

او مسئول خروج مهمانان پس از رویداد بود.

the safety drill emphasized the importance of egressing efficiently.

تمرین ایمنی بر اهمیت خروج کارآمد تاکید داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید