elbowed his way
راه خود را باز کرد
elbowed out
بیرون رانده شد
elbowed aside
کنار زده شد
elbowed forward
به جلو رانده شد
elbowed in
وارد شد
elbowed past
از کنار عبور کرد
elbowed through
از میان عبور کرد
elbowed around
دور زد
elbowed back
پس زده شد
elbowed away
دور زده شد
he elbowed his way through the crowd.
او با آرنج از میان جمعیت عبور کرد.
she elbowed him gently to get his attention.
او به آرامی با آرنج به او ضربه زد تا توجه او را جلب کند.
they elbowed each other playfully during the game.
آنها در حین بازی به طور بازیگانه با آرنج به هم ضربه زدند.
he elbowed his friend to stop him from talking.
او برای جلوگیری از صحبت کردن دوستش به او با آرنج ضربه زد.
she elbowed her way to the front of the line.
او با آرنج خود راهی به سمت جلوی صف کرد.
he accidentally elbowed the drink off the table.
او ناخواسته با آرنج نوشیدنی را از روی میز انداخت.
they elbowed each other as they laughed.
آنها در حالی که میخندیدند، با آرنج به هم ضربه زدند.
she elbowed her way into the conversation.
او با آرنج خود وارد گفتگو شد.
he elbowed the door open and walked in.
او در را با آرنج باز کرد و وارد شد.
during the concert, he elbowed his way to the front.
در حین کنسرت، او با آرنج خود راهی به سمت جلو کرد.
elbowed his way
راه خود را باز کرد
elbowed out
بیرون رانده شد
elbowed aside
کنار زده شد
elbowed forward
به جلو رانده شد
elbowed in
وارد شد
elbowed past
از کنار عبور کرد
elbowed through
از میان عبور کرد
elbowed around
دور زد
elbowed back
پس زده شد
elbowed away
دور زده شد
he elbowed his way through the crowd.
او با آرنج از میان جمعیت عبور کرد.
she elbowed him gently to get his attention.
او به آرامی با آرنج به او ضربه زد تا توجه او را جلب کند.
they elbowed each other playfully during the game.
آنها در حین بازی به طور بازیگانه با آرنج به هم ضربه زدند.
he elbowed his friend to stop him from talking.
او برای جلوگیری از صحبت کردن دوستش به او با آرنج ضربه زد.
she elbowed her way to the front of the line.
او با آرنج خود راهی به سمت جلوی صف کرد.
he accidentally elbowed the drink off the table.
او ناخواسته با آرنج نوشیدنی را از روی میز انداخت.
they elbowed each other as they laughed.
آنها در حالی که میخندیدند، با آرنج به هم ضربه زدند.
she elbowed her way into the conversation.
او با آرنج خود وارد گفتگو شد.
he elbowed the door open and walked in.
او در را با آرنج باز کرد و وارد شد.
during the concert, he elbowed his way to the front.
در حین کنسرت، او با آرنج خود راهی به سمت جلو کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید