emaciates

[ایالات متحده]/ɪˈmeɪʃieɪts/
[بریتانیا]/ɪˈmeɪʃieɪts/

ترجمه

v. بسیار نازک کردن، به ویژه به دلیل گرسنگی یا بیماری

عبارات و ترکیب‌ها

emaciates the body

لاغر می‌کند بدن

emaciates from hunger

به دلیل گرسنگی لاغر می‌کند

emaciates with disease

به دلیل بیماری لاغر می‌کند

emaciates rapidly

به سرعت لاغر می‌کند

emaciates under stress

تحت فشار لاغر می‌کند

emaciates over time

در طول زمان لاغر می‌کند

emaciates the soul

روح را لاغر می‌کند

emaciates from illness

به دلیل بیماری لاغر می‌کند

emaciates in solitude

در تنهایی لاغر می‌کند

جملات نمونه

the illness emaciates the body over time.

بیماری باعث تحلیل بدن در طول زمان می‌شود.

malnutrition emaciates children in developing countries.

سوءتغذیه کودکان را در کشورهای در حال توسعه تحلیل می‌کند.

stress can emaciate even the strongest individuals.

استرس می‌تواند حتی قوی‌ترین افراد را نیز تحلیل کند.

he emaciates himself through extreme dieting.

او با رژیم غذایی شدید خود را تحلیل می‌کند.

the harsh winter emaciates the animals in the wild.

زمستان سخت حیوانات وحشی را تحلیل می‌کند.

her illness emaciates her spirit as well as her body.

بیماری او روح و جسم او را تحلیل می‌کند.

long-term stress can emaciate mental health.

استرس طولانی مدت می‌تواند سلامت روان را تحلیل کند.

he emaciates himself by refusing to eat properly.

او با امتناع از غذا خوردن به درستی خود را تحلیل می‌کند.

she emaciates due to her eating disorder.

او به دلیل اختلال خوردن خود تحلیل می‌شود.

the lack of resources emaciates the community.

کمبود منابع جامعه را تحلیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید