embroiling

[ایالات متحده]/ɪmˈbrɔɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈbrɔɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درگیر کردن کسی به طور عمیق در یک درگیری یا وضعیت دشوار

عبارات و ترکیب‌ها

embroiling conflict

درگیری‌های پیچیده

embroiling situation

وضعیت پیچیده

embroiling scandal

رسوای پیچیده

embroiling debate

بحث و جدل پیچیده

embroiling affair

ماجرای پیچیده

embroiling drama

درام پیچیده

embroiling issues

مسائل پیچیده

embroiling tensions

تنش‌های پیچیده

embroiling interests

منافع پیچیده

embroiling parties

احزاب درگیر

جملات نمونه

he is embroiling himself in a complicated legal battle.

او در حال درگیر شدن در یک منازعه حقوقی پیچیده است.

the scandal embroils the entire organization.

این رسوایی کل سازمان را درگیر می‌کند.

they are embroiling the community in their conflict.

آنها جامعه را در نزاع خود درگیر می‌کنند.

her actions may embroil her family in controversy.

اقدامات او ممکن است خانواده‌اش را در جنجال درگیر کند.

the politician is embroiling himself in a heated debate.

آن سیاستمدار در حال درگیر شدن در یک بحث داغ است.

they risk embroiling their friends in their personal issues.

آنها ریسک درگیر کردن دوستان خود در مشکلات شخصی خود را دارند.

the decision could embroil the company in legal troubles.

این تصمیم می‌تواند شرکت را در مشکلات قانونی درگیر کند.

her comments have the potential to embroil the discussion.

اظهارات او این پتانسیل را دارد که بحث را درگیر کند.

he is embroiling himself in a web of lies.

او در حال درگیر شدن در یک شبکه دروغگویی است.

trying to help may embroil you in their drama.

سعی در کمک کردن ممکن است شما را در درام آنها درگیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید