emoted strongly
به شدت ابراز احساس کرد
emoted freely
به طور آزادانه ابراز احساس کرد
emoted deeply
به طور عمیق ابراز احساس کرد
emoted vividly
به طور زنده ابراز احساس کرد
emoted openly
به طور آشکارا ابراز احساس کرد
emoted passionately
با شور و اشتیاق ابراز احساس کرد
emoted subtly
به طور ظریف ابراز احساس کرد
emoted quietly
به طور آرام ابراز احساس کرد
emoted genuinely
به طور صادقانه ابراز احساس کرد
emoted creatively
به طور خلاقانه ابراز احساس کرد
she emoted her feelings through her art.
او احساسات خود را از طریق هنر خود بیان کرد.
the actor emoted convincingly in the dramatic scene.
بازیگر به طور متقاعد کننده در صحنه دراماتیک احساسات خود را نشان داد.
he emoted with great passion during the speech.
او با شور و اشتیاق فراوان در طول سخنرانی احساسات خود را نشان داد.
they emoted their joy at the celebration.
آنها شادی خود را در جشن ابراز کردند.
she emoted sadness when she heard the news.
او زمانی که این خبر را شنید، غم و اندوه خود را نشان داد.
he emoted love in his heartfelt letter.
او عشق خود را در نامه صمیمانه خود ابراز کرد.
the children emoted their excitement during the performance.
کودکان هیجان خود را در طول اجرا نشان دادند.
she emoted fear in the horror film.
او ترس خود را در فیلم ترسناک نشان داد.
he emoted relief after passing the exam.
او پس از قبولی در امتحان، آرامش خود را نشان داد.
they emoted their gratitude during the award ceremony.
آنها قدردانی خود را در طول مراسم اهدای جوایز ابراز کردند.
emoted strongly
به شدت ابراز احساس کرد
emoted freely
به طور آزادانه ابراز احساس کرد
emoted deeply
به طور عمیق ابراز احساس کرد
emoted vividly
به طور زنده ابراز احساس کرد
emoted openly
به طور آشکارا ابراز احساس کرد
emoted passionately
با شور و اشتیاق ابراز احساس کرد
emoted subtly
به طور ظریف ابراز احساس کرد
emoted quietly
به طور آرام ابراز احساس کرد
emoted genuinely
به طور صادقانه ابراز احساس کرد
emoted creatively
به طور خلاقانه ابراز احساس کرد
she emoted her feelings through her art.
او احساسات خود را از طریق هنر خود بیان کرد.
the actor emoted convincingly in the dramatic scene.
بازیگر به طور متقاعد کننده در صحنه دراماتیک احساسات خود را نشان داد.
he emoted with great passion during the speech.
او با شور و اشتیاق فراوان در طول سخنرانی احساسات خود را نشان داد.
they emoted their joy at the celebration.
آنها شادی خود را در جشن ابراز کردند.
she emoted sadness when she heard the news.
او زمانی که این خبر را شنید، غم و اندوه خود را نشان داد.
he emoted love in his heartfelt letter.
او عشق خود را در نامه صمیمانه خود ابراز کرد.
the children emoted their excitement during the performance.
کودکان هیجان خود را در طول اجرا نشان دادند.
she emoted fear in the horror film.
او ترس خود را در فیلم ترسناک نشان داد.
he emoted relief after passing the exam.
او پس از قبولی در امتحان، آرامش خود را نشان داد.
they emoted their gratitude during the award ceremony.
آنها قدردانی خود را در طول مراسم اهدای جوایز ابراز کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید