| شکل سوم شخص مفرد | enucleates |
| صفت یا فعل حال استمراری | enucleating |
| زمان گذشته | enucleated |
| قسمت سوم فعل | enucleated |
enucleate cells
حذف سلولها
enucleate nucleus
حذف هسته
enucleate tissue
حذف بافت
enucleate organelles
حذف اندامکها
enucleate embryos
حذف جنینها
enucleate sperm
حذف اسپرم
enucleate ovum
حذف تخمک
enucleate method
روش حذف
enucleate procedure
روش کار حذف
enucleate technique
تکنیک حذف
the surgeon will enucleate the tumor carefully.
جراح با دقت تومور را خارج خواهد کرد.
they decided to enucleate the eye to prevent further complications.
آنها تصمیم گرفتند برای جلوگیری از عوارض بیشتر، چشم را خارج کنند.
in botany, scientists often enucleate plant cells for research.
در گیاهشناسی، دانشمندان اغلب سلولهای گیاهی را برای تحقیقات خارج میکنند.
enucleate the nucleus to study its genetic material.
برای مطالعه مواد ژنتیکی آن، هسته را خارج کنید.
the veterinarian had to enucleate the infected eye of the dog.
دامپزشک مجبور شد چشم آلوده سگ را خارج کند.
researchers will enucleate the cells to analyze their behavior.
محققان سلولها را خارج میکنند تا رفتار آنها را تجزیه و تحلیل کنند.
it is necessary to enucleate the cyst to avoid recurrence.
برای جلوگیری از عود، خارج کردن کیست ضروری است.
the procedure involves enucleating the tissue samples.
این روش شامل خارج کردن نمونههای بافتی است.
doctors may enucleate a lesion for further examination.
پزشکان ممکن است برای بررسی بیشتر، یک ضایعه را خارج کنند.
to ensure safety, they chose to enucleate the problematic organ.
برای اطمینان از ایمنی، آنها تصمیم گرفتند اندام مشکل دار را خارج کنند.
enucleate cells
حذف سلولها
enucleate nucleus
حذف هسته
enucleate tissue
حذف بافت
enucleate organelles
حذف اندامکها
enucleate embryos
حذف جنینها
enucleate sperm
حذف اسپرم
enucleate ovum
حذف تخمک
enucleate method
روش حذف
enucleate procedure
روش کار حذف
enucleate technique
تکنیک حذف
the surgeon will enucleate the tumor carefully.
جراح با دقت تومور را خارج خواهد کرد.
they decided to enucleate the eye to prevent further complications.
آنها تصمیم گرفتند برای جلوگیری از عوارض بیشتر، چشم را خارج کنند.
in botany, scientists often enucleate plant cells for research.
در گیاهشناسی، دانشمندان اغلب سلولهای گیاهی را برای تحقیقات خارج میکنند.
enucleate the nucleus to study its genetic material.
برای مطالعه مواد ژنتیکی آن، هسته را خارج کنید.
the veterinarian had to enucleate the infected eye of the dog.
دامپزشک مجبور شد چشم آلوده سگ را خارج کند.
researchers will enucleate the cells to analyze their behavior.
محققان سلولها را خارج میکنند تا رفتار آنها را تجزیه و تحلیل کنند.
it is necessary to enucleate the cyst to avoid recurrence.
برای جلوگیری از عود، خارج کردن کیست ضروری است.
the procedure involves enucleating the tissue samples.
این روش شامل خارج کردن نمونههای بافتی است.
doctors may enucleate a lesion for further examination.
پزشکان ممکن است برای بررسی بیشتر، یک ضایعه را خارج کنند.
to ensure safety, they chose to enucleate the problematic organ.
برای اطمینان از ایمنی، آنها تصمیم گرفتند اندام مشکل دار را خارج کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید