enucleate

[ایالات متحده]/ɪˈnjuːklieɪt/
[بریتانیا]/ɪˈnjuːklieɪt/

ترجمه

vt. هسته را از یک سلول حذف کردن; روشن کردن یا توضیح دادن
شکل‌های واژه
شکل سوم شخص مفردenucleates
صفت یا فعل حال استمراریenucleating
زمان گذشتهenucleated
قسمت سوم فعلenucleated

عبارات و ترکیب‌ها

enucleate cells

حذف سلول‌ها

enucleate nucleus

حذف هسته

enucleate tissue

حذف بافت

enucleate organelles

حذف اندامک‌ها

enucleate embryos

حذف جنین‌ها

enucleate sperm

حذف اسپرم

enucleate ovum

حذف تخمک

enucleate method

روش حذف

enucleate procedure

روش کار حذف

enucleate technique

تکنیک حذف

جملات نمونه

the surgeon will enucleate the tumor carefully.

جراح با دقت تومور را خارج خواهد کرد.

they decided to enucleate the eye to prevent further complications.

آنها تصمیم گرفتند برای جلوگیری از عوارض بیشتر، چشم را خارج کنند.

in botany, scientists often enucleate plant cells for research.

در گیاه‌شناسی، دانشمندان اغلب سلول‌های گیاهی را برای تحقیقات خارج می‌کنند.

enucleate the nucleus to study its genetic material.

برای مطالعه مواد ژنتیکی آن، هسته را خارج کنید.

the veterinarian had to enucleate the infected eye of the dog.

دامپزشک مجبور شد چشم آلوده سگ را خارج کند.

researchers will enucleate the cells to analyze their behavior.

محققان سلول‌ها را خارج می‌کنند تا رفتار آنها را تجزیه و تحلیل کنند.

it is necessary to enucleate the cyst to avoid recurrence.

برای جلوگیری از عود، خارج کردن کیست ضروری است.

the procedure involves enucleating the tissue samples.

این روش شامل خارج کردن نمونه‌های بافتی است.

doctors may enucleate a lesion for further examination.

پزشکان ممکن است برای بررسی بیشتر، یک ضایعه را خارج کنند.

to ensure safety, they chose to enucleate the problematic organ.

برای اطمینان از ایمنی، آنها تصمیم گرفتند اندام مشکل دار را خارج کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید