enviousness

[ایالات متحده]/ˈenviəsnəs/
[بریتانیا]/ˈenviəsnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن نفرت‌آور؛ نفرت
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

filled with enviousness

خشنودی‌زده

sense of enviousness

احساس خشنودی

overcome enviousness

خشنودی را غلبه کردن

enviousness toward

خشنودی نسبت به

pure enviousness

خشنودی خالص

deep enviousness

خشنودی عمیق

enviousness of

خشنودی از

enviousness between

خشنودی بین

driven by enviousness

به خشنودی دفع شده

enviousness towards

خشنودی نسبت به

جملات نمونه

she couldn't hide her enviousness when her colleague received the promotion.

او نتوانست گریه‌اش را پنهان کند وقتی همکارش موفقیتی به دست آورد.

his enviousness grew stronger with each passing day as he witnessed his friend's growing success.

گریه‌اش با گذشت هر روزی قوی‌تر می‌شد وقتی موفقیت دوستش را دید.

the enviousness in her heart poisoned her ability to appreciate others' achievements.

گریه‌ای که در دل او بود، توانایی او را برای ارزیابی موفقیت دیگران زیان‌رسان کرد.

overcome with enviousness, he failed to recognize his own accomplishments.

درگیر گریه‌اش شد، و نتوانست موفقیت‌های خود را تشخیص دهد.

bitter enviousness drove her to undermine her more talented rival.

گریه‌ای تلخ او باعث شد تا رقبای بیشتر ماهر خود را زیر پا بگذارد.

the enviousness she felt was a reflection of her own deep-seated insecurities.

گریه‌ای که احساس می‌کرد، نشان‌دهنده نگرانی‌های عمیق‌اش بود.

his enviousness manifested in subtle remarks and dismissive attitudes toward others.

گریه‌اش در نظرات نامحسوس و نگرش‌های بی‌تفاوت به دیگران ظاهر شد.

consuming enviousness left no room for joy or gratitude in his life.

گریه‌ای مخرب، هیچ جایی برای شادی یا قناعت در زندگی او باقی نگذاشت.

petty enviousness often creates unnecessary conflicts among team members.

گریه‌های بی‌اهمیت می‌تواند بین اعضای تیم تعارضات ناگهانی ایجاد کند.

the enviousness between them destroyed what was once a strong friendship.

گریه‌ای بین آن‌ها دوستی قوی‌ای که یک زمانی وجود داشت را نابود کرد.

her enviousness blinded her to her own blessings and opportunities.

گریه‌اش باعث شد تا نعمت‌ها و فرصت‌های خود را نادیده بگیرد.

burning with enviousness, he couldn't bear to see others prosper while he struggled.

در دل او گریه‌ای سوزان وجود داشت که دیدن موفقیت دیگران در حالی که خودش در دشواری بود را تحمل نمی‌کرد.

enviousness can corrode even the strongest bonds between family members.

گریه‌ها می‌توانند حتی قوی‌ترین پیوندها بین اعضای خانواده را خورداند.

her enviousness turned into a toxic mixture of resentment and bitterness.

گریه‌اش به مخلوطی سمی از نفرت و تلخی تبدیل شد.

enviousness distorted his perception of fairness and hard work.

گریه‌اش باعث تغییر در درک او از عدالت و کار سخت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید