| قسمت سوم فعل | enwrapped |
| زمان گذشته | enwrapped |
| شکل سوم شخص مفرد | enwraps |
| صفت یا فعل حال استمراری | enwrapping |
enwrap gift
بستهبندی هدیه
enwrap with care
با مراقبت بستهبندی کنید
enwrap tightly
به طور محکم بستهبندی کنید
enwrap securely
به طور ایمن بستهبندی کنید
enwrap layer
لایه بستهبندی
enwrap fabric
پارچه بستهبندی
enwrap carefully
با دقت بستهبندی کنید
enwrap completely
به طور کامل بستهبندی کنید
enwrap contents
بستهبندی محتویات
they decided to enwrap the gift in colorful paper.
آنها تصمیم گرفتند هدیه را در کاغذ رنگارنگ بپیچند.
the fog began to enwrap the entire valley.
مه شروع به پوشاندن کل دره کرد.
she wanted to enwrap herself in a warm blanket.
او میخواست خودش را در یک پتو گرم بپیچد.
the vines enwrap the old tree beautifully.
سرشاخه ها به زیبایی درخت قدیمی را در بر می گیرند.
he felt the love of his family enwrap him like a hug.
او احساس کرد عشق خانوادهاش او را مانند یک آغوش در بر گرفته است.
the artist used fabric to enwrap the sculpture.
هنرمند از پارچه برای پوشاندن مجسمه استفاده کرد.
clouds began to enwrap the mountaintop.
ابرها شروع به پوشاندن قله کوه کردند.
they enwrap the sandwiches in foil for the picnic.
آنها ساندویچ ها را برای پیک نیک در فویل می پیچند.
her words seemed to enwrap him in comfort.
کلماتش به نظر می رسید که او را در آرامش در بر گرفته اند.
at night, the stars enwrap the sky in a blanket of light.
شبها، ستارگان آسمان را در یک ملحفه نور در می گیرند.
enwrap gift
بستهبندی هدیه
enwrap with care
با مراقبت بستهبندی کنید
enwrap tightly
به طور محکم بستهبندی کنید
enwrap securely
به طور ایمن بستهبندی کنید
enwrap layer
لایه بستهبندی
enwrap fabric
پارچه بستهبندی
enwrap carefully
با دقت بستهبندی کنید
enwrap completely
به طور کامل بستهبندی کنید
enwrap contents
بستهبندی محتویات
they decided to enwrap the gift in colorful paper.
آنها تصمیم گرفتند هدیه را در کاغذ رنگارنگ بپیچند.
the fog began to enwrap the entire valley.
مه شروع به پوشاندن کل دره کرد.
she wanted to enwrap herself in a warm blanket.
او میخواست خودش را در یک پتو گرم بپیچد.
the vines enwrap the old tree beautifully.
سرشاخه ها به زیبایی درخت قدیمی را در بر می گیرند.
he felt the love of his family enwrap him like a hug.
او احساس کرد عشق خانوادهاش او را مانند یک آغوش در بر گرفته است.
the artist used fabric to enwrap the sculpture.
هنرمند از پارچه برای پوشاندن مجسمه استفاده کرد.
clouds began to enwrap the mountaintop.
ابرها شروع به پوشاندن قله کوه کردند.
they enwrap the sandwiches in foil for the picnic.
آنها ساندویچ ها را برای پیک نیک در فویل می پیچند.
her words seemed to enwrap him in comfort.
کلماتش به نظر می رسید که او را در آرامش در بر گرفته اند.
at night, the stars enwrap the sky in a blanket of light.
شبها، ستارگان آسمان را در یک ملحفه نور در می گیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید