swathe

[ایالات متحده]/sweɪð/
[بریتانیا]/sweɪð/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. احاطه کردن; محکم بستن; پیچیدن
n. بانداژ، نوار; یک پوشش یا پوشاننده
Word Forms
جمعswathes
زمان گذشتهswathed
قسمت سوم فعلswathed
شکل سوم شخص مفردswathes
صفت یا فعل حال استمراری

عبارات و ترکیب‌ها

swathe of fabric

تخت‌حلوه

swathe of land

نواری از زمین

جملات نمونه

a significant swathe of popular opinion.

یک بخش قابل توجه از نظر عمومی

vast swathes of countryside.

مناطقی وسیع از حومه روستایی

The new road cut a swathe through the countryside.

جاده جدید یک نوار از طریق حومه روستایی عبور کرد.

His head was swathed in bandages.

سرش با باند پیچیده شده بود.

her leg was swathed in bandages.

پای او با باند پیچیده شده بود.

a cot swathed in draperies and blue ribbons.

یک تخت پوشیده با پارچه‌ها و روبان‌های آبی

the combine had cut a deep swathe around the border of the fields.

کمباین یک نوار عمیق در امتداد حاشیه زمین ها ایجاد کرده بود.

his hands were swathed in bandages.

دست های او با باند پیچیده شده بود.

Aids has cut a swathe through battalions of ordinary people.

کمک‌های اولیه، آسیب‌های زیادی به گردان‌های مردم عادی وارد کرده است.

A doctor swathed in protective gear checks a patient in Manchuria during the 1910-11 outbreak of pneumatic plague, the last before the discovery of sulpha drugs in 1933.

یک پزشک که در لباس محافظ پیچیده شده است، در طول شیوع طاعون پنومونی در منچوری در سال 1910-1911، آخرین مورد قبل از کشف داروهای سولفا در سال 1933، یک بیمار را بررسی می کند.

نمونه‌های واقعی

His armies had cut a swathe through Christian Europe.

ارتش‌های او یک نوار را از طریق اروپا مسیحی برش زدند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Every year, fires ravage more swathes of the rain forest.

هر سال، آتش‌سوزی‌ها مناطق بیشتری از جنگل بارانی را ویران می‌کنند.

منبع: Environment and Science

But the case by case system leaves large swathes of Americans uncovered.

اما سیستم مورد به مورد، بخش بزرگی از آمریکایی‌ها را بدون پوشش می‌گذارد.

منبع: The story of origin

China's heat waves have blanketed large swathes of the country this year.

امسال، امواج گرما در چین، مناطق بزرگی از کشور را پوشانده است.

منبع: Intermediate English short passage

Huge swathes of land, farms and towns, remain underwater.

مناطق وسیعی از زمین، مزارع و شهرها هنوز زیر آب هستند.

منبع: PBS Interview Environmental Series

Now, gentlemen, frankly, this Department has got to cut a great swathe through all this stuffy Whitehall bureaucracy.

حالا آقایان، صریحاً، این وزارتخانه باید یک نوار بزرگ را از طریق تمام این بوروکراسی Whitehall خفه کننده برش دهد.

منبع: Yes, Minister Season 1

They swathed their too much power.

آنها قدرت بیش از حد خود را پوشاندند.

منبع: Selected Literary Poems

Radar and satellites can cover swathes of land, yet they lack detail.

رادار و ماهواره‌ها می‌توانند مناطق وسیعی از زمین را پوشش دهند، اما فاقد جزئیات هستند.

منبع: The Economist - Technology

Whole swathes of the nation seeped in practices aliens of the American occupiers.

مناطق وسیعی از کشور در شیوه‌های بیگانه از متصرفان آمریکایی نفوذ کرده بودند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Then, in the 1950s, the government nationalised great swathes of forests, presenting further obstacles to their nomadic life.

سپس، در دهه 1950، دولت بخش‌های وسیعی از جنگل‌ها را ملی کرد و موانع بیشتری برای زندگی عشایری آنها ایجاد کرد.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید