swaddle

[ایالات متحده]/'swɒd(ə)l/
[بریتانیا]/'swɑdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور محکم در پارچه‌ها پیچیدن; بستن
n. لباس‌ یا پارچه‌ای که نوزاد در آن برای پوشاندن پیچیده می‌شود
Word Forms
زمان گذشتهswaddled
شکل سوم شخص مفردswaddles
قسمت سوم فعلswaddled
صفت یا فعل حال استمراریswaddling

عبارات و ترکیب‌ها

swaddle blanket

ملحفه پيچيده

swaddle technique

تکنیک بستن با ملحفه

جملات نمونه

she swaddled the baby tightly.

او کودک را به طور محکم در پارچه پیچید.

they have grown up swaddled in consumer technology.

آنها در میان فناوری های مصرفی بزرگ شده اند.

The newborn baby was swaddled in a soft blanket.

نوزاد در یک پتو نرم پیچیده شده بود.

Parents often swaddle their infants to help them feel secure.

والدین اغلب نوزادان خود را در پارچه می پیچند تا احساس امنیت کنند.

She gently swaddled the baby in a cloth.

او به آرامی کودک را در پارچه پیچید.

Swaddling can help babies sleep better at night.

پیچیدن نوزاد می تواند به خواب بهتر آنها در شب کمک کند.

The nurse demonstrated how to swaddle the newborn properly.

پرستار نحوه پیچیدن صحیح نوزاد را نشان داد.

Some parents find swaddling their babies calming.

برخی از والدین متوجه می شوند که پیچیدن نوزادانشان آرامش بخش است.

Swaddling is a common practice in many cultures.

پیچیدن یک عمل رایج در بسیاری از فرهنگ ها است.

The swaddle should be snug but not too tight.

پیچ باید محکم اما خیلی تنگ نباشد.

New parents often learn how to swaddle from nurses or midwives.

والدین جدید اغلب یاد می گیرند که چگونه پیچیدن را از پرستاران یا ماماها بیاموزند.

Swaddling can help prevent babies from waking themselves up with their startle reflex.

پیچیدن می تواند به جلوگیری از بیدار شدن نوزادان با رفلکس ترس کمک کند.

نمونه‌های واقعی

All right, let's try the swaddle again.

خیلی خوب، بیا دوباره سعی کنیم بچه را خفه کنیم.

منبع: Modern Family - Season 10

The Hormel bacon folks figured what better scent in which to swaddle your nose.

افراد Hormel bacon متوجه شدند چه بوی بهتری وجود دارد که بتوانید بینی خود را در آن خفه کنید.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

How am I going to be a mother? I can't even make a swaddle!

چگونه می توانم مادر شوم؟ حتی نمی توانم یک خفه کننده درست کنم!

منبع: Modern Family - Season 10

These issues do not mean we need to drop swaddling altogether.

این مشکلات به این معنا نیست که باید خفه کردن را به طور کلی کنار بگذاریم.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation December 2013

Many people probably feel the urge to cuddle it and swaddle it with love.

بسیاری از مردم احتمالاً احساس می کنند که می خواهند آن را در آغوش بگیرند و با عشق خفه کنند.

منبع: The Great Science Revelation

No, but you do look like someone who might enjoy a four-handed Balinese seaweed swaddle.

نه، اما شما شبیه کسی به نظر می رسید که از خفه کردن جلبک بالی با چهار دست لذت می برد.

منبع: Modern Family - Season 10

She spends her days swaddled in cashmere, engaged in light exercise and nourished by organic superfoods.

او روزهای خود را در خفه کننده کشمیر می گذراند، در حال انجام تمرینات سبک و تغذیه با فوق العاده های ارگانیک.

منبع: The Economist - Arts

Cotman is accused of swaddling the investigation and retaliating against those who didn't agree with her.

کوتمن به خفه کردن تحقیقات و انتقام گیری از کسانی که با او موافق نبودند متهم است.

منبع: NPR News August 2013 Compilation

Swaddling some of the world's largest trees like General Sherman and General Grant in structure wrap.

خفه کردن برخی از بزرگترین درختان جهان مانند ژنرال شرمن و ژنرال گرانت در بسته‌بندی ساختاری.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

He is swaddled in her dead husband's flak jacket.

او در جلیقه ضد گلوله همسر مرده اش خفه شده است.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید