episcopacies

[ایالات متحده]/ɪˈpɪskəpəsi/
[بریتانیا]/ɪˈpɪskəpəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستم حکومت کلیسا توسط اسقف‌ها؛ مقام یا موقعیت اسقف

عبارات و ترکیب‌ها

anglican episcopacy

اسقف‌نشینی آنگلیکان

roman episcopacy

اسقف‌نشینی رومی

episcopacy model

مدل اسقف‌نشینی

episcopacy authority

قدرت اسقف‌نشینی

episcopacy governance

حاکمیت اسقف‌نشینی

episcopacy system

سیستم اسقف‌نشینی

episcopacy structure

ساختار اسقف‌نشینی

episcopacy leadership

رهبری اسقف‌نشینی

episcopacy role

نقش اسقف‌نشینی

historical episcopacy

اسقف‌نشینی تاریخی

جملات نمونه

the episcopacy plays a crucial role in church governance.

وظیفه اسقفیه در حکومت کلیسا بسیار مهم است.

many believe that the episcopacy should be reformed.

بسیاری معتقدند که اسقفیه باید اصلاح شود.

the episcopacy is central to the structure of the anglican church.

اسقفیه برای ساختار کلیسای انگلستان بسیار مهم است.

she was appointed to the episcopacy after years of service.

او پس از سال‌ها خدمت در اسقفیه منصوب شد.

the episcopacy often faces challenges from modern society.

اسقفیه اغلب با چالش‌هایی از سوی جامعه مدرن روبرو است.

he has a strong understanding of the traditions of the episcopacy.

او درک قوی از سنت‌های اسقفیه دارد.

debates about the episcopacy have existed for centuries.

بحث‌ها درباره اسقفیه برای قرن‌ها وجود داشته است.

she is a prominent figure in the episcopacy.

او شخصیتی برجسته در اسقفیه است.

the episcopacy often collaborates with other church leaders.

اسقفیه اغلب با سایر رهبران کلیسا همکاری می‌کند.

understanding the episcopacy is essential for theology students.

درک اسقفیه برای دانشجویان الهیات ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید