epsilons

[ایالات متحده]/'epsɪlɒn/
[بریتانیا]/ˈɛpsəˌlɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنجمین حرف الفبای یونانی.

جملات نمونه

Noise and nonstationarity will stunt the epsilon machine and they are the main problems to be researched in the future.

نویز و ناهمگنی باعث کاهش عملکرد ماشین اپسیلون خواهند شد و این مشکلات اصلی هستند که باید در آینده مورد تحقیق قرار گیرند.

The difference is less than epsilon.

تفاوت کمتر از اپسیلون است.

We need to consider epsilon when calculating the error margin.

ما باید هنگام محاسبه حاشیه خطای اپسیلون را در نظر بگیریم.

The algorithm converges when the epsilon threshold is reached.

الگوریتم زمانی همگرا می‌شود که آستانه اپسیلون به دست آید.

Epsilon is a small positive constant.

اپسیلون یک ثابت مثبت کوچک است.

The epsilon neighborhood of a point in a metric space.

همسایگی اپسیلون یک نقطه در یک فضای متریک.

The epsilon-delta definition of a limit in calculus.

تعریف اپسیلون-دلتا یک حد در حساب دیفرانسیل و انتگرال.

The epsilon-greedy strategy in reinforcement learning.

استراتژی حریصانه اپسیلون در یادگیری تقویتی.

The epsilon parameter in machine learning models.

پارامتر اپسیلون در مدل‌های یادگیری ماشین.

The epsilon constraint method in optimization problems.

روش محدودیت اپسیلون در مسائل بهینه‌سازی.

Epsilon is often used to represent a small quantity.

اپسیلون اغلب برای نشان دادن یک مقدار کوچک استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید