esoterically inclined
تمایل به راز باستان
esoterically speaking
در مورد راز باستان
esoterically understood
درک راز باستان
esoterically rich
غنی از راز باستان
esoterically profound
عمیق از نظر راز باستان
esoterically relevant
مرتبط با راز باستان
esoterically complex
پیچیده از نظر راز باستان
esoterically significant
معنادار از نظر راز باستان
esoterically aware
آگاه از راز باستان
esoterically connected
متصل به راز باستان
he explained the concept esoterically, making it difficult for beginners to understand.
او مفهوم را به صورت عرفانی توضیح داد و باعث شد درک آن برای مبتدیان دشوار باشد.
the philosopher often wrote esoterically, appealing to a select audience.
فیلسوف اغلب به صورت عرفانی می نوشت و به مخاطبان خاصی توجه می کرد.
she enjoyed discussing esoterically, often referencing obscure texts.
او از بحث کردن به صورت عرفانی لذت می برد و اغلب به متون مبهم اشاره می کرد.
understanding the theory requires thinking esoterically about the subject.
درک این نظریه نیازمند تفکر عرفانی در مورد موضوع است.
his esoterically written novel received mixed reviews from critics.
رمان عرفانی او بازخورد مختلطی از منتقدان دریافت کرد.
they often speak esoterically in their meetings, leaving many confused.
آنها اغلب به صورت عرفانی در جلسات خود صحبت می کنند و باعث سردرگمی بسیاری می شوند.
the artist's work is appreciated esoterically by a niche community.
آثار هنرمند توسط یک جامعه خاص به صورت عرفانی مورد استقبال قرار می گیرد.
esoterically, the theory connects various disciplines in unexpected ways.
به طور عرفانی، این نظریه ارتباطات غیرمنتظره ای بین رشته های مختلف برقرار می کند.
he tends to write esoterically, which can alienate some readers.
او معمولاً به صورت عرفانی می نویسد که می تواند برخی از خوانندگان را بیگانه کند.
learning the language can feel esoterically challenging at times.
یادگیری زبان گاهی اوقات می تواند به صورت عرفانی چالش برانگیز به نظر برسد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید