abstrusely

[ایالات متحده]/æbˈstruːsli/
[بریتانیا]/æbˈstruːsli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که درک آن دشوار است؛ مبهم یا عمیق.

جملات نمونه

the professor abstrusely explained the quantum mechanics concept, leaving most students completely confused.

پروفسور مفهوم مکانیک کوانتوم را به طور مبهم توضیح داد و بیشتر دانشجویان را کاملاً گیج کرد.

the legal document was abstrusely worded, making it nearly impossible for ordinary citizens to comprehend its provisions.

سند قانونی به گونه ای مبهم نوشته شده بود که تقریباً غیرممکن بود شهروندان عادی بتوانند مفاد آن را درک کنند.

the philosopher abstrusely argued his point, using terminology that very few people could actually follow.

فیلسوف به طور مبهم استدلال خود را مطرح کرد و از اصطلاحاتی استفاده کرد که تعداد بسیار کمی از مردم واقعاً قادر به دنبال کردن آن بودند.

the assembly instructions were abstrusely phrased, causing many customers to struggle with the product setup.

دستورالعمل های مونتاژ به طور مبهم بیان شده بودند و باعث شدند بسیاری از مشتریان در هنگام راه اندازی محصول دچار مشکل شوند.

the scientific paper was abstrusely written, filled with technical jargon that obscured its main findings.

مقاله علمی به طور مبهم نوشته شده بود و مملو از اصطلاحات فنی بود که یافته های اصلی آن را مبهم می کرد.

the politician abstrusely expressed his stance on the controversial bill, avoiding any direct answers.

سیاستمدار به طور مبهم موضع خود را در مورد لایحه بحث برانگیز بیان کرد و از ارائه هرگونه پاسخ مستقیم خودداری کرد.

the mathematics textbook abstrusely presented the proofs, assuming extensive prior knowledge from readers.

کتاب درسی ریاضیات اثبات ها را به طور مبهم ارائه می کرد و دانش قبلی گسترده ای را از خوانندگان فرض می کرد.

the author abstrusely constructed his novel, weaving together multiple timelines in a confusing manner.

نویسنده رمان خود را به طور مبهم ساخت و چندین خط زمانی را به روشی گیج کننده در هم بافت.

the economist abstrusely formulated his theory, using complex models without providing clear real-world examples.

اقتصاددان تئوری خود را به طور مبهم فرموله کرد و از مدل های پیچیده ای استفاده کرد بدون اینکه مثال های واضح دنیای واقعی ارائه دهد.

the service contract was abstrusely drafted, with contradictory clauses hidden in the fine print.

قرارداد خدمات به طور مبهم تنظیم شده بود و شامل بندهای متناقض پنهان در حروف ریز بود.

the technical support guide abstrusely described the troubleshooting steps, assuming users had expert-level knowledge.

راهنمای پشتیبانی فنی مراحل عیب یابی را به طور مبهم شرح داد و فرض کرد کاربران دانش سطح متخصص دارند.

the philosophy professor abstrusely reasoned through the complex theorem, jumping between abstract concepts without explanation.

پروفسور فلسفه به طور مبهم از طریق قضیه پیچیده استدلال کرد و بدون توضیح بین مفاهیم انتزاعی پرش می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید