espying

[ایالات متحده]/ɪˈspaɪ.ɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈspaɪ.ɪŋ/

ترجمه

v. عمل دیدن یا متوجه شدن چیزی، به ویژه چیزی پنهان

عبارات و ترکیب‌ها

espying a bird

مشاهده یک پرنده

espying the truth

مشاهده حقیقت

espying hidden treasures

مشاهده گنج‌های پنهان

espying the enemy

مشاهده دشمن

espying a friend

مشاهده یک دوست

espying new opportunities

مشاهده فرصت‌های جدید

espying a landmark

مشاهده یک نقطه عطف

espying a chance

مشاهده یک فرصت

espying the stars

مشاهده ستاره‌ها

espying a stranger

مشاهده یک غریبه

جملات نمونه

while walking in the park, i was espying a rare bird in the trees.

در حالی که در پارک قدم می‌زدم، یک پرنده کمیاب را در درخت‌ها مشاهده کردم.

the detective was espying the suspect from a distance.

مامور پلیس مظنون را از دور مشاهده می‌کرد.

she was espying her friends across the crowded room.

او دوستانش را در سراسر اتاق شلوغ مشاهده می‌کرد.

as the sun set, they were espying the first stars in the sky.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، آن‌ها اولین ستاره‌ها را در آسمان مشاهده می‌کردند.

the children were espying butterflies in the garden.

کودکان پروانه‌ها را در باغ مشاهده می‌کردند.

he spent the afternoon espying the new art installations.

او بعد از ظهر را صرف مشاهده آثار هنری جدید کرد.

during the hike, we were espying wildlife along the trail.

در طول پیاده‌روی، ما حیات وحش را در امتداد مسیر مشاهده می‌کردیم.

they were espying the hidden treasures in the antique shop.

آن‌ها گنج‌های پنهان را در مغازه عتیقه‌فروشی مشاهده می‌کردند.

from the hilltop, we were espying the beautiful landscape below.

از بالای تپه، ما منظره زیبای زیر را مشاهده می‌کردیم.

she was espying the latest fashion trends in the magazine.

او آخرین روند‌های مد را در مجله مشاهده می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید