fleeting evanescences
نابقی و زودگذر بودن
ephemeral evanescences
نابقی و زودگذر بودن
beautiful evanescences
ناپدید شدنهای زیبا
transient evanescences
ناپایدار و زودگذر
delicate evanescences
نازک و ظریف
mystical evanescences
ماوراءالطبیعه و اسرارآمیز
silent evanescences
بی صدا و خاموش
soft evanescences
آرام و ملایم
vivid evanescences
زنده و پر جنب و جوش
the evanescences of childhood memories often bring a smile.
ناپایداری خاطرات کودکی اغلب لبخند به لب میآورد.
in the evanescences of life, we find moments worth cherishing.
در میان ناپایداریهای زندگی، لحظاتی را پیدا میکنیم که ارزش حفظ کردن دارند.
the evanescences of dreams can inspire creativity.
ناپایداری رویاها میتواند الهامبخش خلاقیت باشد.
she captured the evanescences of the sunset in her painting.
او غروب خورشید و ناپایداریهای آن را در نقاشی خود به تصویر کشید.
life is full of evanescences that remind us to appreciate the present.
زندگی سرشار از ناپایداریهایی است که به ما یادآوری میکنند که از زمان حال قدردانی کنیم.
the evanescences of youth can sometimes be bittersweet.
ناپایداری جوانی گاهی اوقات میتواند شیرین و تلخ باشد.
he reflected on the evanescences of time during his journey.
او در طول سفر خود در مورد ناپایداری زمان فکر کرد.
the evanescences of laughter echoed in the empty room.
طنین خنده در اتاق خالی، یادآور ناپایداری آن بود.
photographs capture moments that would otherwise be evanescences.
عکسها لحظاتی را ثبت میکنند که در غیر این صورت ناپایدار میمانند.
she wrote about the evanescences of love in her novel.
او در رمان خود در مورد ناپایداری عشق نوشت.
fleeting evanescences
نابقی و زودگذر بودن
ephemeral evanescences
نابقی و زودگذر بودن
beautiful evanescences
ناپدید شدنهای زیبا
transient evanescences
ناپایدار و زودگذر
delicate evanescences
نازک و ظریف
mystical evanescences
ماوراءالطبیعه و اسرارآمیز
silent evanescences
بی صدا و خاموش
soft evanescences
آرام و ملایم
vivid evanescences
زنده و پر جنب و جوش
the evanescences of childhood memories often bring a smile.
ناپایداری خاطرات کودکی اغلب لبخند به لب میآورد.
in the evanescences of life, we find moments worth cherishing.
در میان ناپایداریهای زندگی، لحظاتی را پیدا میکنیم که ارزش حفظ کردن دارند.
the evanescences of dreams can inspire creativity.
ناپایداری رویاها میتواند الهامبخش خلاقیت باشد.
she captured the evanescences of the sunset in her painting.
او غروب خورشید و ناپایداریهای آن را در نقاشی خود به تصویر کشید.
life is full of evanescences that remind us to appreciate the present.
زندگی سرشار از ناپایداریهایی است که به ما یادآوری میکنند که از زمان حال قدردانی کنیم.
the evanescences of youth can sometimes be bittersweet.
ناپایداری جوانی گاهی اوقات میتواند شیرین و تلخ باشد.
he reflected on the evanescences of time during his journey.
او در طول سفر خود در مورد ناپایداری زمان فکر کرد.
the evanescences of laughter echoed in the empty room.
طنین خنده در اتاق خالی، یادآور ناپایداری آن بود.
photographs capture moments that would otherwise be evanescences.
عکسها لحظاتی را ثبت میکنند که در غیر این صورت ناپایدار میمانند.
she wrote about the evanescences of love in her novel.
او در رمان خود در مورد ناپایداری عشق نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید