exboyfriend

[ایالات متحده]/ˌeksˈbɔɪfrend/
[بریتانیا]/ˌeksˈbɔɪfrend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرد که یک زمانه مرد رابطه‌اش بوده است؛ یک رومی‌گذشته.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

i accidentally ran into my exboyfriend at the coffee shop yesterday.

دیروز به طور اتفاقی با رومی‌ام قبلی در کافی شاپ ملاقات کردم.

i finally deleted all the photos of my exboyfriend from my phone.

در نهایت تمام عکس‌های رومی‌ام قبلی را از گوشی‌ام حذف کردم.

my exboyfriend's number still haunts my dreams sometimes.

گاهی شماره رومی‌ام قبلی هنوز رویا‌های من را پر می‌کند.

i returned all my exboyfriend's belongings to him last weekend.

پایان هفته گذشته تمام وسایل رومی‌ام قبلی را به او بازگرداندم.

my exboyfriend cheated on me with his coworker.

رومی‌ام قبلی با یکی از همکارانش با من خیانت کرد.

i'm still not ready to talk to my exboyfriend yet.

هنوز آماده‌ی صحبت با رومی‌ام قبلی نیستم.

my best friend is now dating my exboyfriend, which makes things awkward.

بهترین دوست من حالا با رومی‌ام قبلی رابطه دارد که باعث ایجاد پیچیدگی می‌شود.

i saw my exboyfriend with his new girlfriend at the party.

در جشن، رومی‌ام قبلی را با خانوم جدیدش دیدم.

i finally stopped thinking about my exboyfriend after six months.

پس از شش ماه در نهایت دیگر درباره رومی‌ام قبلی فکر نمی‌کنم.

my exboyfriend's mom still sends me birthday cards.

مادر رومی‌ام قبلی هنوز به من کارت‌های تولد می‌فرستد.

i blocked my exboyfriend on all social media platforms.

روی تمام پلتفرم‌های اجتماعی رومی‌ام قبلی را مسدود کردم.

my exboyfriend asked me to get back together, but i said no.

رومی‌ام قبلی از من خواست که دوباره با هم باشیم، اما من گفتم نه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید