exiler

[ایالات متحده]/ɪɡˈzaɪlə(r)/
[بریتانیا]/ɪɡˈzaɪlər/

ترجمه

n. کسی که تبعید می‌کند؛ فردی که تبعید یا مجبور به ترک کشور یا خانه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

mass exiler

تبعید اجباری گسترده

self exiler

تبعیدی خودخواسته

forced exiler

تبعیدی اجباری

political exiler

تبعیدی سیاسی

chief exiler

رهبر تبعیدی

exilers of

تبعیدکنندگان از

notable exiler

تبعیدی برجسته

brutal exiler

تبعیدی بی‌رحم

exiler regime

رژیم تبعید

exiler policy

سیاست تبعید

جملات نمونه

the government decided to exile the dissident journalist.

دولت تصمیم گرفت روزنامه‌نگار مخالف را تبعید کند.

political opponents were exiled to remote islands.

مخالفان سیاسی به جزایر دورافتاده تبعید شدند.

she was exiled from her homeland for speaking out.

او به دلیل صحبت کردن، از سرزمین مادری خود تبعید شد.

the regime exiled countless activists during the revolution.

رژیم در طول انقلاب، فعالان متعددی را تبعید کرد.

he chose to exile himself rather than serve the tyrant.

او ترجیح داد به جای خدمت به ظالم، خود را تبعید کند.

historical figures have been exiled for their beliefs.

چهره‌های تاریخی به دلیل باورهایشان تبعید شده‌اند.

the artist lived in exile for twenty years.

هنرمند به مدت بیست سال در تبعید زندگی کرد.

citizens exiled during the war lost everything.

شهروندانی که در طول جنگ تبعید شدند، همه چیز را از دست دادند.

religious minorities were often exiled from the empire.

اقلیت‌های مذهبی اغلب از امپراتوری تبعید می‌شدند.

they threatened to exile anyone who disobeyed.

آنها تهدید کردند هر کسی که سرپیچی کند را تبعید خواهند کرد.

the military junta exiled the former president.

جناح نظامی رئیس‌جمهور سابق را تبعید کرد.

writers who criticized the king faced exile.

نویسندگانی که از شاه انتقاد می‌کردند با تبعید روبرو بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید