mass exiler
تبعید اجباری گسترده
self exiler
تبعیدی خودخواسته
forced exiler
تبعیدی اجباری
political exiler
تبعیدی سیاسی
chief exiler
رهبر تبعیدی
exilers of
تبعیدکنندگان از
notable exiler
تبعیدی برجسته
brutal exiler
تبعیدی بیرحم
exiler regime
رژیم تبعید
exiler policy
سیاست تبعید
the government decided to exile the dissident journalist.
دولت تصمیم گرفت روزنامهنگار مخالف را تبعید کند.
political opponents were exiled to remote islands.
مخالفان سیاسی به جزایر دورافتاده تبعید شدند.
she was exiled from her homeland for speaking out.
او به دلیل صحبت کردن، از سرزمین مادری خود تبعید شد.
the regime exiled countless activists during the revolution.
رژیم در طول انقلاب، فعالان متعددی را تبعید کرد.
he chose to exile himself rather than serve the tyrant.
او ترجیح داد به جای خدمت به ظالم، خود را تبعید کند.
historical figures have been exiled for their beliefs.
چهرههای تاریخی به دلیل باورهایشان تبعید شدهاند.
the artist lived in exile for twenty years.
هنرمند به مدت بیست سال در تبعید زندگی کرد.
citizens exiled during the war lost everything.
شهروندانی که در طول جنگ تبعید شدند، همه چیز را از دست دادند.
religious minorities were often exiled from the empire.
اقلیتهای مذهبی اغلب از امپراتوری تبعید میشدند.
they threatened to exile anyone who disobeyed.
آنها تهدید کردند هر کسی که سرپیچی کند را تبعید خواهند کرد.
the military junta exiled the former president.
جناح نظامی رئیسجمهور سابق را تبعید کرد.
writers who criticized the king faced exile.
نویسندگانی که از شاه انتقاد میکردند با تبعید روبرو بودند.
mass exiler
تبعید اجباری گسترده
self exiler
تبعیدی خودخواسته
forced exiler
تبعیدی اجباری
political exiler
تبعیدی سیاسی
chief exiler
رهبر تبعیدی
exilers of
تبعیدکنندگان از
notable exiler
تبعیدی برجسته
brutal exiler
تبعیدی بیرحم
exiler regime
رژیم تبعید
exiler policy
سیاست تبعید
the government decided to exile the dissident journalist.
دولت تصمیم گرفت روزنامهنگار مخالف را تبعید کند.
political opponents were exiled to remote islands.
مخالفان سیاسی به جزایر دورافتاده تبعید شدند.
she was exiled from her homeland for speaking out.
او به دلیل صحبت کردن، از سرزمین مادری خود تبعید شد.
the regime exiled countless activists during the revolution.
رژیم در طول انقلاب، فعالان متعددی را تبعید کرد.
he chose to exile himself rather than serve the tyrant.
او ترجیح داد به جای خدمت به ظالم، خود را تبعید کند.
historical figures have been exiled for their beliefs.
چهرههای تاریخی به دلیل باورهایشان تبعید شدهاند.
the artist lived in exile for twenty years.
هنرمند به مدت بیست سال در تبعید زندگی کرد.
citizens exiled during the war lost everything.
شهروندانی که در طول جنگ تبعید شدند، همه چیز را از دست دادند.
religious minorities were often exiled from the empire.
اقلیتهای مذهبی اغلب از امپراتوری تبعید میشدند.
they threatened to exile anyone who disobeyed.
آنها تهدید کردند هر کسی که سرپیچی کند را تبعید خواهند کرد.
the military junta exiled the former president.
جناح نظامی رئیسجمهور سابق را تبعید کرد.
writers who criticized the king faced exile.
نویسندگانی که از شاه انتقاد میکردند با تبعید روبرو بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید