extenuate

[ایالات متحده]/ɪkˈstɛn.ju.eɪt/
[بریتانیا]/ɪkˈstɛn.ju.eɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای کاهش جدیت چیزی؛ برای توجیه کردن؛ برای دست کم گرفتن یا کوچک شمردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریextenuating
جمعextenuates
شکل سوم شخص مفردextenuates
زمان گذشتهextenuated
قسمت سوم فعلextenuated

عبارات و ترکیب‌ها

extenuate circumstances

تخفیف شرایط

extenuate guilt

تخفیف گناه

extenuate actions

تخفیف اقدامات

extenuate factors

تخفیف عوامل

extenuate reasons

تخفیف دلایل

extenuate evidence

تخفیف مدارک

extenuate situation

تخفیف وضعیت

extenuate consequences

تخفیف عواقب

extenuate claims

تخفیف ادعاها

extenuate behavior

تخفیف رفتار

جملات نمونه

they tried to extenuate their mistakes with excuses.

آنها تلاش کردند اشتباهات خود را با بهانه‌هایی توجیه کنند.

the lawyer attempted to extenuate his client's actions.

وکیل تلاش کرد اقدامات موکل خود را توجیه کند.

she hoped to extenuate the situation with an apology.

او امیدوار بود با عذرخواهی شرایط را توجیه کند.

his good deeds did little to extenuate his past crimes.

کردارهای خوب او تأثیر کمی در توجیه جنایات گذشته‌اش داشتند.

they tried to extenuate their failure by blaming the weather.

آنها تلاش کردند شکست خود را با متهم کردن هوا توجیه کنند.

she was unable to extenuate her lack of preparation.

او نتوانست فقدان آمادگی خود را توجیه کند.

his charm did not extenuate his rude behavior.

جاذبه او رفتارهای بی‌ادب او را توجیه نکرد.

they sought to extenuate the consequences of their actions.

آنها به دنبال توجیه عواقب اقدامات خود بودند.

she tried to extenuate her lateness with a story.

او تلاش کرد دیر رسیدن خود را با داستانی توجیه کند.

he hoped to extenuate his absence with a valid reason.

او امیدوار بود غیبت خود را با یک دلیل موجه توجیه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید