faille

[ایالات متحده]/feɪl/
[بریتانیا]/feɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پارچه ابریشمی یا ساتن با بافت دندانه‌دار؛ (فرانسوی) نوعی پارچه ابریشمی

عبارات و ترکیب‌ها

faille structure

ساختار گسل

faille zone

منطقه گسل

faille analysis

تجزیه و تحلیل گسل

faille model

مدل گسل

faille network

شبکه گسل

faille mapping

نگاشت گسل

faille movement

جابجایی گسل

faille slip

لغزش گسل

faille development

توسعه گسل

faille dynamics

پویایی گسل

جملات نمونه

the dress has a delicate faille texture.

لباس دارای بافت ظریف faille است.

she chose a faille fabric for her evening gown.

او برای لباس شب خود از پارچه faille استفاده کرد.

faille is often used in high-end fashion.

faille اغلب در مد لوکس استفاده می شود.

the faille weave gives the material a unique shine.

بافت faille جلوه ای منحصر به فرد به پارچه می بخشد.

they decided to use faille for the wedding decorations.

آنها تصمیم گرفتند از faille برای تزیینات عروسی استفاده کنند.

her faille skirt is both elegant and durable.

دامن faille او هم شیک و هم بادوام است.

he admired the faille finish on the suit jacket.

او به پرداخت faille روی ژاکت کت و شلوار علاقه مند بود.

faille can be challenging to sew due to its stiffness.

به دلیل سفتی، دوختن faille می تواند چالش برانگیز باشد.

she prefers faille over silk for its structure.

او به دلیل ساختار آن ترجیح می دهد از faille به جای ابریشم استفاده کند.

the designer showcased a collection featuring faille garments.

طراح مجموعه‌ای از لباس‌های faille را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید