farcy

[ایالات متحده]/ˈfɑːsi/
[بریتانیا]/ˈfɑrsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیماری مزمن در اسب‌ها که با ضایعات پوستی مشخص می‌شود؛ بیماری مزمن کشنده در دام‌ها که ناشی از آکتینو میکوز است.
Word Forms
جمعfarcies

عبارات و ترکیب‌ها

farcy disease

بیماری قارسی

farcy infection

عفونت قارسی

farcy symptoms

علائم قارسی

farcy treatment

درمان قارسی

farcy outbreak

شیوع قارسی

farcy risk

خطر قارسی

farcy cases

موارد قارسی

farcy prevention

جلوگیری از قارسی

farcy management

مدیریت قارسی

farcy control

کنترل قارسی

جملات نمونه

farcy is a serious disease that affects horses.

فارسی یک بیماری جدی است که بر اسب ها تأثیر می گذارد.

the vet diagnosed the horse with farcy.

پزشک دامپزشکی اسب را به بیماری فارسی تشخیص داد.

preventing farcy requires good hygiene practices.

جلوگیری از فارسی نیاز به رعایت بهداشت خوب دارد.

symptoms of farcy include swelling and ulcers.

علائم فارسی شامل تورم و زخم می شود.

early detection of farcy can save the horse's life.

تشخیص زودهنگام فارسی می تواند جان اسب را نجات دهد.

owners should be aware of farcy outbreaks in their area.

صاحبان باید از شیوع فارسی در منطقه خود آگاه باشند.

farcy can spread rapidly among horses in close quarters.

فارسی می تواند به سرعت در بین اسب هایی که در نزدیکی یکدیگر هستند، گسترش یابد.

vaccination can help reduce the risk of farcy.

واکسیناسیون می تواند به کاهش خطر فارسی کمک کند.

owners should consult a vet if they suspect farcy.

صاحبان باید در صورت مشکوک بودن به فارسی با دامپزشک مشورت کنند.

farcy treatment often involves antibiotics and wound care.

درمان فارسی اغلب شامل آنتی بیوتیک ها و مراقبت از زخم می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید