fastballs only
فاستبالها فقط
throwing fastballs
پرتاب فاستبالها
hit fastballs
ضربه زدن به فاستبالها
fastball pitch
پرتاب فاستبال
fastballs and changeups
فاستبالها و تغییرات
threw fastballs
فاستبالها را پرتاب کرد
lots of fastballs
زیادی فاستبال
fastball count
تعداد فاستبالها
avoid fastballs
از فاستبالها خودداری کن
high fastballs
فاستبالهای بالا
the pitcher threw fastballs all game long.
چرخ بازی طول بازی فاستبالهای سریع را پرتاب کرد.
he's known for his blistering fastballs.
او به دلیل فاستبالهای بسیار سریعش معروف است.
the batter struggled to hit the fastballs.
بازیکن فاستبالها را به دشواری زد.
she mixed in some fastballs with her curveballs.
او فاستبالها را با کریوالهایش ترکیب کرد.
his best pitch is a high fastball.
بهترین پرتاب او یک فاستبال بالا است.
the scout noted his impressive fastball velocity.
گوشهنما سرعت بسیار خوب فاستبالهای او را یادداشت کرد.
they relied on fastballs to get strikeouts.
آنها برای به دست آوردن اوتهای کشیشدن به فاستبالها وابسته بودند.
he developed a nasty cutter fastball.
او یک فاستبال برش دادهای سخت توسعه داد.
the coach emphasized throwing quality fastballs.
مربی تاکید کرد که فاستبالهای با کیفیتی پرتاب کند.
she threw a devastating two-seam fastball.
او یک فاستبال دو لبهای ویرانگر پرتاب کرد.
he's working on adding more movement to his fastballs.
او در حال کار برای افزودن حرکت بیشتری به فاستبالهایش است.
fastballs only
فاستبالها فقط
throwing fastballs
پرتاب فاستبالها
hit fastballs
ضربه زدن به فاستبالها
fastball pitch
پرتاب فاستبال
fastballs and changeups
فاستبالها و تغییرات
threw fastballs
فاستبالها را پرتاب کرد
lots of fastballs
زیادی فاستبال
fastball count
تعداد فاستبالها
avoid fastballs
از فاستبالها خودداری کن
high fastballs
فاستبالهای بالا
the pitcher threw fastballs all game long.
چرخ بازی طول بازی فاستبالهای سریع را پرتاب کرد.
he's known for his blistering fastballs.
او به دلیل فاستبالهای بسیار سریعش معروف است.
the batter struggled to hit the fastballs.
بازیکن فاستبالها را به دشواری زد.
she mixed in some fastballs with her curveballs.
او فاستبالها را با کریوالهایش ترکیب کرد.
his best pitch is a high fastball.
بهترین پرتاب او یک فاستبال بالا است.
the scout noted his impressive fastball velocity.
گوشهنما سرعت بسیار خوب فاستبالهای او را یادداشت کرد.
they relied on fastballs to get strikeouts.
آنها برای به دست آوردن اوتهای کشیشدن به فاستبالها وابسته بودند.
he developed a nasty cutter fastball.
او یک فاستبال برش دادهای سخت توسعه داد.
the coach emphasized throwing quality fastballs.
مربی تاکید کرد که فاستبالهای با کیفیتی پرتاب کند.
she threw a devastating two-seam fastball.
او یک فاستبال دو لبهای ویرانگر پرتاب کرد.
he's working on adding more movement to his fastballs.
او در حال کار برای افزودن حرکت بیشتری به فاستبالهایش است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید