fastballs

[ایالات متحده]/[ˈfɑːstbɔːlz]/
[بریتانیا]/[ˈfɑːstbɔːlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرتاب در بейسбол که با سرعت زیاد انجام می‌شود.؛ چندین پرتاب با سرعت زیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

fastballs only

فاستبال‌ها فقط

throwing fastballs

پرتاب فاستبال‌ها

hit fastballs

ضربه زدن به فاستبال‌ها

fastball pitch

پرتاب فاستبال

fastballs and changeups

فاستبال‌ها و تغییرات

threw fastballs

فاستبال‌ها را پرتاب کرد

lots of fastballs

زیادی فاستبال

fastball count

تعداد فاستبال‌ها

avoid fastballs

از فاستبال‌ها خودداری کن

high fastballs

فاستبال‌های بالا

جملات نمونه

the pitcher threw fastballs all game long.

چرخ بازی طول بازی فاستبال‌های سریع را پرتاب کرد.

he's known for his blistering fastballs.

او به دلیل فاستبال‌های بسیار سریعش معروف است.

the batter struggled to hit the fastballs.

بازیکن فاستبال‌ها را به دشواری زد.

she mixed in some fastballs with her curveballs.

او فاستبال‌ها را با کریوال‌هایش ترکیب کرد.

his best pitch is a high fastball.

بهترین پرتاب او یک فاستبال بالا است.

the scout noted his impressive fastball velocity.

گوشه‌نما سرعت بسیار خوب فاستبال‌های او را یادداشت کرد.

they relied on fastballs to get strikeouts.

آنها برای به دست آوردن اوت‌های کشی‌شدن به فاستبال‌ها وابسته بودند.

he developed a nasty cutter fastball.

او یک فاستبال برش داده‌ای سخت توسعه داد.

the coach emphasized throwing quality fastballs.

مربی تاکید کرد که فاستبال‌های با کیفیتی پرتاب کند.

she threw a devastating two-seam fastball.

او یک فاستبال دو لبه‌ای ویرانگر پرتاب کرد.

he's working on adding more movement to his fastballs.

او در حال کار برای افزودن حرکت بیشتری به فاستبال‌هایش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید